time shortens
زمان کوتاه میشود
life shortens
زندگی کوتاه میشود
process shortens
فرآیند کوتاه میشود
distance shortens
فاصله کوتاه میشود
duration shortens
مدت کوتاه میشود
wait shortens
منتظر کردن کوتاه میشود
task shortens
وظیفه کوتاه میشود
journey shortens
سفر کوتاه میشود
timeframe shortens
بازه زمانی کوتاه میشود
schedule shortens
برنامه زمانی کوتاه میشود
regular exercise shortens recovery time.
ورزش منظم زمان بهبودی را کوتاه میکند.
he shortens his work hours to spend more time with family.
او ساعتهای کاری خود را کوتاه میکند تا زمان بیشتری را با خانواده بگذراند.
this method shortens the learning process significantly.
این روش فرآیند یادگیری را به طور قابل توجهی کوتاه میکند.
she shortens her commute by taking the express train.
او با سوار شدن به قطار سریعالسیر، زمان رفت و برگشت خود را کوتاه میکند.
the new software shortens data processing time.
نرمافزار جدید زمان پردازش دادهها را کوتاه میکند.
he shortens his speech to keep the audience engaged.
او برای حفظ جذابیت مخاطب، سخنرانی خود را کوتاه میکند.
using shortcuts in the kitchen shortens meal preparation time.
استفاده از میانبر در آشپزخانه زمان آمادهسازی غذا را کوتاه میکند.
she shortens her list of tasks to focus on priorities.
او لیست وظایف خود را کوتاه میکند تا بر اولویتها تمرکز کند.
this technique shortens the time needed for repairs.
این تکنیک زمان مورد نیاز برای تعمیرات را کوتاه میکند.
he shortens his workout routine for better consistency.
او برای ثبات بیشتر، روتین تمرین خود را کوتاه میکند.
time shortens
زمان کوتاه میشود
life shortens
زندگی کوتاه میشود
process shortens
فرآیند کوتاه میشود
distance shortens
فاصله کوتاه میشود
duration shortens
مدت کوتاه میشود
wait shortens
منتظر کردن کوتاه میشود
task shortens
وظیفه کوتاه میشود
journey shortens
سفر کوتاه میشود
timeframe shortens
بازه زمانی کوتاه میشود
schedule shortens
برنامه زمانی کوتاه میشود
regular exercise shortens recovery time.
ورزش منظم زمان بهبودی را کوتاه میکند.
he shortens his work hours to spend more time with family.
او ساعتهای کاری خود را کوتاه میکند تا زمان بیشتری را با خانواده بگذراند.
this method shortens the learning process significantly.
این روش فرآیند یادگیری را به طور قابل توجهی کوتاه میکند.
she shortens her commute by taking the express train.
او با سوار شدن به قطار سریعالسیر، زمان رفت و برگشت خود را کوتاه میکند.
the new software shortens data processing time.
نرمافزار جدید زمان پردازش دادهها را کوتاه میکند.
he shortens his speech to keep the audience engaged.
او برای حفظ جذابیت مخاطب، سخنرانی خود را کوتاه میکند.
using shortcuts in the kitchen shortens meal preparation time.
استفاده از میانبر در آشپزخانه زمان آمادهسازی غذا را کوتاه میکند.
she shortens her list of tasks to focus on priorities.
او لیست وظایف خود را کوتاه میکند تا بر اولویتها تمرکز کند.
this technique shortens the time needed for repairs.
این تکنیک زمان مورد نیاز برای تعمیرات را کوتاه میکند.
he shortens his workout routine for better consistency.
او برای ثبات بیشتر، روتین تمرین خود را کوتاه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید