prolongs

[ایالات متحده]/prəˈlɒŋz/
[بریتانیا]/prəˈlɔːŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای افزایش مدت زمان چیزی؛ برای کشیدن چیزی در زمان؛ برای تأخیر انداختن یا به تعویق انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

prolongs life

طول عمر را افزایش می‌دهد

prolongs recovery

بهبودی را طولانی می‌کند

prolongs pain

درد را طولانی می‌کند

prolongs stress

استرس را طولانی می‌کند

prolongs wait

منتظر ماندن را طولانی می‌کند

prolongs treatment

درمان را طولانی می‌کند

prolongs engagement

مشارکت را طولانی می‌کند

prolongs debate

بحث را طولانی می‌کند

prolongs conflict

درگیری را طولانی می‌کند

prolongs process

فرآیند را طولانی می‌کند

جملات نمونه

prolongs the life of the equipment.

طول عمر تجهیزات را افزایش می‌دهد.

prolongs the duration of the meeting.

مدت زمان جلسه را طولانی می‌کند.

prolongs the healing process after surgery.

فرآیند بهبودی پس از جراحی را طولانی می‌کند.

prolongs the enjoyment of the event.

لذت بردن از رویداد را طولانی می‌کند.

prolongs the negotiation period.

دوره مذاکره را طولانی می‌کند.

prolongs the effectiveness of the medication.

اثربخشی دارو را طولانی می‌کند.

prolongs the warranty on the product.

مدت اعتبار محصول را طولانی می‌کند.

prolongs the conversation unnecessarily.

گفتگو را به طور غیرضروری طولانی می‌کند.

prolongs the deadline for submissions.

مهلت ارسال را طولانی می‌کند.

prolongs the excitement of the game.

هیجان بازی را طولانی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید