leukemic cells
سلولهای خونی
leukemic patient
بیمار خونی
leukemic diagnosis
تشخیص خونی
being leukemic
بودن خونی
leukemic relapse
تکرار خونی
leukemic treatment
درمان خونی
leukemic bone marrow
مغز استخوان خونی
previously leukemic
قبل از خونی بودن
acute leukemic
خونی حاد
chronic leukemic
خونی مزمن
the child was diagnosed with acute leukemic lymphoma.
کودک با لنفوم لنفوسیتی حاد تشخیص داده شد.
researchers are investigating new treatments for leukemic cells.
پژوهشگران در حال بررسی درمانهای جدید برای سلولهای لنفوسیتی هستند.
he underwent a bone marrow transplant for his leukemic condition.
او برای وضعیت لنفوسیتی خود یک انتقال مغز استخوان را تجربه کرد.
the patient's leukemic blast count was significantly elevated.
شمارش سلولهای بластی بیمار به طور قابل توجهی افزایش یافت.
chemotherapy is a common treatment for leukemic patients.
شیمی درمانی یک درمان رایج برای بیماران لنفوسیتی است.
the doctor suspected a leukemic origin for the anemia.
دکتر احتمال این را میداد که افتالی از منشأ لنفوسیتی باشد.
regular monitoring is crucial for leukemic survivors.
بررسیهای منظم برای افرادی که از بیماری لنفوسیتی بهبود یافتهاند ضروری است.
the lab results confirmed the presence of leukemic cells in the sample.
نتایج آزمایشگاهی حضور سلولهای لنفوسیتی در نمونه را تأیید کرد.
the prognosis for adult leukemic patients varies widely.
پیشبینی برای بیماران بزرگسال مبتلا به بیماری لنفوسیتی متفاوت است.
genetic mutations often contribute to the development of leukemic disease.
تغییرات ژنتیکی اغلب در توسعه بیماری لنفوسیتی دخیل هستند.
the team is focused on developing targeted therapies for leukemic subtypes.
تیم روی توسعه درمانهای هدفمند برای زیر گروههای بیماری لنفوسیتی متمرکز است.
leukemic cells
سلولهای خونی
leukemic patient
بیمار خونی
leukemic diagnosis
تشخیص خونی
being leukemic
بودن خونی
leukemic relapse
تکرار خونی
leukemic treatment
درمان خونی
leukemic bone marrow
مغز استخوان خونی
previously leukemic
قبل از خونی بودن
acute leukemic
خونی حاد
chronic leukemic
خونی مزمن
the child was diagnosed with acute leukemic lymphoma.
کودک با لنفوم لنفوسیتی حاد تشخیص داده شد.
researchers are investigating new treatments for leukemic cells.
پژوهشگران در حال بررسی درمانهای جدید برای سلولهای لنفوسیتی هستند.
he underwent a bone marrow transplant for his leukemic condition.
او برای وضعیت لنفوسیتی خود یک انتقال مغز استخوان را تجربه کرد.
the patient's leukemic blast count was significantly elevated.
شمارش سلولهای بластی بیمار به طور قابل توجهی افزایش یافت.
chemotherapy is a common treatment for leukemic patients.
شیمی درمانی یک درمان رایج برای بیماران لنفوسیتی است.
the doctor suspected a leukemic origin for the anemia.
دکتر احتمال این را میداد که افتالی از منشأ لنفوسیتی باشد.
regular monitoring is crucial for leukemic survivors.
بررسیهای منظم برای افرادی که از بیماری لنفوسیتی بهبود یافتهاند ضروری است.
the lab results confirmed the presence of leukemic cells in the sample.
نتایج آزمایشگاهی حضور سلولهای لنفوسیتی در نمونه را تأیید کرد.
the prognosis for adult leukemic patients varies widely.
پیشبینی برای بیماران بزرگسال مبتلا به بیماری لنفوسیتی متفاوت است.
genetic mutations often contribute to the development of leukemic disease.
تغییرات ژنتیکی اغلب در توسعه بیماری لنفوسیتی دخیل هستند.
the team is focused on developing targeted therapies for leukemic subtypes.
تیم روی توسعه درمانهای هدفمند برای زیر گروههای بیماری لنفوسیتی متمرکز است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید