multiplied

[ایالات متحده]/ˈmʌltɪplaɪd/
[بریتانیا]/ˈmʌltɪˌplaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته multiply; باعث افزایش شدن؛ افزایش دادن؛ زاد و ولد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

multiplied by

ضربدر

multiplied together

ضربدرهم

multiplied results

نتایج ضرب

multiplied values

مقادیر ضرب شده

multiplied factors

عوامل ضرب شده

multiplied effect

اثر ضرب شده

multiplied chances

شانس های ضرب شده

multiplied risks

ریسک های ضرب شده

multiplied influence

تاثیر ضرب شده

multiplied impact

اثر ضرب

جملات نمونه

the results multiplied after implementing the new strategy.

نتایج پس از اجرای استراتژی جدید افزایش یافتند.

the team's efforts were multiplied by their dedication.

تلاش‌های تیم با تعهد آن‌ها افزایش یافت.

the risks multiplied when the weather worsened.

خطرات زمانی که هوا بدتر شد، افزایش یافتند.

her happiness was multiplied by the support of her friends.

خوشحالی او با حمایت دوستانش افزایش یافت.

the challenges multiplied as the deadline approached.

چالش‌ها با نزدیک شدن به مهلت مقرر افزایش یافتند.

his responsibilities multiplied after the promotion.

مسئولیت‌های او پس از ارتقا افزایش یافت.

the benefits multiplied when we collaborated with others.

مزایا زمانی که با دیگران همکاری کردیم، افزایش یافتند.

the excitement multiplied as the event drew nearer.

هیجان با نزدیک‌تر شدن رویداد افزایش یافت.

the problems multiplied during the project.

مشکلات در طول پروژه افزایش یافتند.

the knowledge gained was multiplied through shared experiences.

دانش به‌دست‌آمده از طریق تجربیات مشترک افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید