licitnesses

[ایالات متحده]/[ˈlɪsɪtnəsɪz]/
[بریتانیا]/[ˈlɪsɪtnəsɪz]/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت قانونی بودن یا مجاز بودن

عبارات و ترکیب‌ها

licitnesses confirmed

تایید وثاقت‌ها

licitnesses assessed

ارزیابی وثاقت‌ها

licitnesses evaluated

ارزیابی وثاقت‌ها

licitnesses required

الزامی بودن وثاقت‌ها

licitnesses established

ایجاد وثاقت‌ها

licitnesses verified

تایید صحت وثاقت‌ها

licitnesses analyzed

تجزیه و تحلیل وثاقت‌ها

licitnesses documented

مستندسازی وثاقت‌ها

licitnesses maintained

حفظ وثاقت‌ها

licitnesses monitored

نظارت بر وثاقت‌ها

جملات نمونه

there are various licitnesses in the marketplace.

در بازار، انواع مختلفی از مجازات‌ها وجود دارد.

the licitnesses of the business practices were questioned.

مجازات‌های شیوه‌های کسب و کار مورد سوال قرار گرفتند.

understanding the licitnesses of contracts is essential.

درک مجازات‌های قراردادها ضروری است.

different cultures have their own licitnesses regarding trade.

فرهنگ‌های مختلف در مورد تجارت مجازات‌های خود را دارند.

legal experts discuss the licitnesses of various activities.

متخصصان حقوقی در مورد مجازات‌های فعالیت‌های مختلف بحث می‌کنند.

she was aware of the licitnesses surrounding her profession.

او از مجازات‌های پیرامون حرفه خود آگاه بود.

licitnesses can vary significantly from one region to another.

مجازات‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی از یک منطقه به منطقه دیگر متفاوت باشند.

the licitnesses of online transactions are often debated.

مجازات‌های تراکنش‌های آنلاین اغلب مورد بحث قرار می‌گیرند.

he studied the licitnesses of international law.

او مجازات‌های قانون بین‌الملل را مطالعه کرد.

understanding licitnesses helps avoid legal issues.

درک مجازات‌ها به جلوگیری از مشکلات قانونی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید