lieutenants

[ایالات متحده]/ljuːˈtɛnənts/
[بریتانیا]/luˈtɛnənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع فرمانده؛ افسران زیر دست؛ افسران نیروی هوایی؛ افسرانی که درست زیر یک رتبه خاص هستند

عبارات و ترکیب‌ها

junior lieutenants

نظامیان رده پایین

senior lieutenants

نظامیان رده بالا

lieutenants' role

نقش معاونان

lieutenants' duties

وظایف معاونان

lieutenants' ranks

درجه های معاونان

lieutenants' training

آموزش معاونان

lieutenants' meetings

جلسات معاونان

lieutenants' reports

گزارشات معاونان

lieutenants' assignments

وظایف محوله به معاونان

lieutenants' leadership

رهبری معاونان

جملات نمونه

the generals relied heavily on their lieutenants for strategic planning.

ژنرال‌ها برای برنامه‌ریزی استراتژیک به شدت به معاونان خود متکی بودند.

lieutenants often play a crucial role in military operations.

معاونان اغلب نقش حیاتی در عملیات نظامی ایفا می‌کنند.

she was promoted to lieutenant after serving as a sergeant.

او پس از خدمت به عنوان ستوان، به درجه معاون ارتش ارتقا یافت.

the lieutenants were tasked with leading their teams during the exercise.

معاونان مسئول هدایت تیم‌های خود در طول تمرین بودند.

in the hierarchy, lieutenants report directly to the captains.

در سلسله مراتب، معاونان مستقیماً به کاپیتان‌ها گزارش می‌دهند.

lieutenants must demonstrate strong leadership skills.

معاونان باید مهارت‌های رهبری قوی نشان دهند.

the company relied on its lieutenants for day-to-day operations.

شرکت برای عملیات روزانه به معاونان خود متکی بود.

lieutenants are often responsible for training new recruits.

معاونان اغلب مسئول آموزش سربازان جدید هستند.

during the meeting, the lieutenants presented their reports.

در طول جلسه، معاونان گزارش‌های خود را ارائه کردند.

each lieutenant has specific duties within the unit.

هر معاون وظایف خاصی در واحد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید