The mask was so lifelike it was quite frightening.
ماسک آنقدر واقعی به نظر میرسید که ترسناک بود.
the artist had etched a lifelike horse.
هنرمند یک اسب واقعی را حکاکی کرده بود.
a lifelike statue.See Synonyms at graphic
یک مجسمه واقعی.به مترادف ها در graphic مراجعه کنید
Human visual sense is the main way to get information.Only the lifelike and unartificial virtual vision can make the users immersed in a virtual environment.
حس بینایی انسان اصلیترین راه برای کسب اطلاعات است. فقط دید مجازی واقعی و غیر مصنوعی میتواند کاربران را در یک محیط مجازی غرق کند.
The lifelike statue captured the attention of all the visitors.
مجسمه واقعی توجه همه بازدیدکنندگان را به خود جلب کرد.
The lifelike painting made it seem like the flowers were about to bloom.
نقاشی واقعی باعث میشد به نظر برسد که گلها در حال شکوفایی هستند.
The lifelike animation in the movie was incredibly realistic.
انیمیشن واقعی در فیلم به طرز باورنکردنی واقعی به نظر میرسید.
The lifelike puppet show entertained the children for hours.
نمایش عروسکی واقعی ساعتها کودکان را سرگرم کرد.
The lifelike CGI effects in the video game were mind-blowing.
اثرات CGI واقعی در بازی ویدیویی بسیار شگفتانگیز بودند.
The lifelike mask made it difficult to distinguish the actor from the character.
ماسک واقعی باعث میشد تشخیص بازیگر از شخصیت دشوار باشد.
The lifelike sculpture of the famous leader was unveiled in the town square.
مجسمه واقعی رهبر مشهور در میدان شهر رونمایی شد.
The lifelike sound effects in the movie made the audience feel like they were in the scene.
اثرات صوتی واقعی در فیلم باعث میشد مخاطبان احساس کنند که در صحنه هستند.
The lifelike model of the new car impressed potential buyers at the auto show.
مدل واقعی خودروی جدید در نمایشگاه خودرو خریداران بالقوه را تحت تأثیر قرار داد.
The lifelike robot was programmed to interact with humans in a natural way.
ربات واقعی برای تعامل با انسانها به روشی طبیعی برنامهریزی شده بود.
The mask was so lifelike it was quite frightening.
ماسک آنقدر واقعی به نظر میرسید که ترسناک بود.
the artist had etched a lifelike horse.
هنرمند یک اسب واقعی را حکاکی کرده بود.
a lifelike statue.See Synonyms at graphic
یک مجسمه واقعی.به مترادف ها در graphic مراجعه کنید
Human visual sense is the main way to get information.Only the lifelike and unartificial virtual vision can make the users immersed in a virtual environment.
حس بینایی انسان اصلیترین راه برای کسب اطلاعات است. فقط دید مجازی واقعی و غیر مصنوعی میتواند کاربران را در یک محیط مجازی غرق کند.
The lifelike statue captured the attention of all the visitors.
مجسمه واقعی توجه همه بازدیدکنندگان را به خود جلب کرد.
The lifelike painting made it seem like the flowers were about to bloom.
نقاشی واقعی باعث میشد به نظر برسد که گلها در حال شکوفایی هستند.
The lifelike animation in the movie was incredibly realistic.
انیمیشن واقعی در فیلم به طرز باورنکردنی واقعی به نظر میرسید.
The lifelike puppet show entertained the children for hours.
نمایش عروسکی واقعی ساعتها کودکان را سرگرم کرد.
The lifelike CGI effects in the video game were mind-blowing.
اثرات CGI واقعی در بازی ویدیویی بسیار شگفتانگیز بودند.
The lifelike mask made it difficult to distinguish the actor from the character.
ماسک واقعی باعث میشد تشخیص بازیگر از شخصیت دشوار باشد.
The lifelike sculpture of the famous leader was unveiled in the town square.
مجسمه واقعی رهبر مشهور در میدان شهر رونمایی شد.
The lifelike sound effects in the movie made the audience feel like they were in the scene.
اثرات صوتی واقعی در فیلم باعث میشد مخاطبان احساس کنند که در صحنه هستند.
The lifelike model of the new car impressed potential buyers at the auto show.
مدل واقعی خودروی جدید در نمایشگاه خودرو خریداران بالقوه را تحت تأثیر قرار داد.
The lifelike robot was programmed to interact with humans in a natural way.
ربات واقعی برای تعامل با انسانها به روشی طبیعی برنامهریزی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید