likeness

[ایالات متحده]/'laɪknɪs/
[بریتانیا]/'laɪknəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شباهت، تصویر مشابه، پرتره.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

likeness to

شباهت به

bearing a likeness

دارای شباهت

remarkable likeness

شباهت قابل توجه

جملات نمونه

capture a likeness in a painting.

به تصویر کشیدن شباهت در نقاشی

That’s a good likeness of him.

این یک شباهت خوب به اوست.

There was an uncommon likeness between the two boys.

یک شباهت غیرمعمول بین دو پسر وجود داشت.

the portrait is an accurate likeness of Mozart.

تصویر یک شباهت دقیق از موتزارت است.

her likeness to him was astonishing.

شباهت او به او شگفت انگیز بود.

The painting is a good likeness of you.

نقاشی یک شباهت خوب به شماست.

There is a likeness between the three boys.

بین سه پسر شباهتی وجود دارد.

sketched an approximate likeness of the suspect.

یک شباهت تقریبی از مظنون را ترسیم کرد.

the only known likeness of Dorothy as a young woman.

تنها شباهت شناخته شده دوروتی به عنوان یک زن جوان.

he bore a startling likeness to their father.

او شباهت شگفت انگیزی به پدرشان داشت.

more likeness than unlikeness among children of that age.

بیشتر شباهت تا ناهمی بین کودکان در آن سن.

His mannerisms bear a strong likeness to those of his father.

رفتار او شباهت زیادی به رفتار پدرش دارد.

She bought herself a new car. She sculpted a likeness of herself.

او یک ماشین جدید برای خودش خرید. او یک مجسمه از خودش ساخت.

It was your uncanny likeness to my sister that made me stare at you.

شباهت غیرقابل باور شما به خواهر من باعث شد که به شما خیره شوم.

She treasured the painted likeness of her son.

او شباهت نقاشی شده پسرش را گرامی داشت.

Who leaves unswayed the likeness of a man,

چه کسی بدون تأثیر از شباهت یک مرد می‌گذرد؟

He punned on the likeness of 'weak' and 'week'.

او از شباهت 'weak' و 'week' استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید