limpet

[ایالات متحده]/'lɪmpɪt/
[بریتانیا]/'lɪmpɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی حلزون آبی با صدف مخروطی، شخصی چسبنده، یا شخصی که به طور استوار موضع خود را حفظ می‌کند
Word Forms
جمعlimpets

جملات نمونه

the patelliform shell of the limpet.

پوسته‌ی پاتلیفورم حلزون دریایی

limpets and other littoral molluscs.

حلزون‌های دریایی و سایر نرم‌تنان ساحلی

Limpets, snails and octopuses are mollusks.

حلزون‌ها، صدف‌ها و هشت‌پاها نرم‌تنان هستند.

The limpet clung tightly to the rock.

حلزون دریایی به شدت به صخره چسبید.

Limpets are commonly found in intertidal zones.

حلزون‌های دریایی معمولاً در مناطق جزر و مدی یافت می‌شوند.

The limpet uses its muscular foot to attach to surfaces.

حلزون دریایی از پای عضلانی خود برای اتصال به سطوح استفاده می‌کند.

Predators such as crabs feed on limpets.

دشمنانی مانند خرچنگ‌ها از حلزون‌های دریایی تغذیه می‌کنند.

Limpets are known for their strong adhesive abilities.

حلزون‌های دریایی به توانایی چسبندگی قوی خود معروف هستند.

The limpet's shell is conical in shape.

پوسته‌ی حلزون دریایی به شکل مخروطی است.

Limpets can survive long periods out of water.

حلزون‌های دریایی می‌توانند برای مدت طولانی خارج از آب زنده بمانند.

Limpets graze on algae for food.

حلزون‌های دریایی برای غذا جلبک‌ها را می‌خورند.

Limpets play a crucial role in the ecosystem.

حلزون‌های دریایی نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

Researchers study limpets to understand marine biodiversity.

محققان حلزون‌های دریایی را برای درک تنوع زیستی دریایی مطالعه می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

So thank you limpets. Thank you, deformed photons.

متشکرم صدف‌ها. متشکرم، فوتون‌های تغییر شکل یافته.

منبع: SciShow Collection

Well, limpet teeth contain goethite, a crystalline form of iron, oxygen, and hydrogen.

خب، دندان‌های صدف حاوی گوتیت هستند، یک شکل کریستالی از آهن، اکسیژن و هیدروژن.

منبع: SciShow Collection

Nobby clung on like a limpet to a rock.

ناببی مثل صدف به صخره چسبیده بود.

منبع: 05 Five Go Off in a Caravan

" It's the most enormous limpet I've ever seen, " said Fishlegs in awe.

" این بزرگترین صدف هایی است که تا به حال دیده ام،" گفت فیشلگز با حیرت.

منبع: How to Train Your Dragon

For years they had had to exist on shellfish, the limpet in particular because it was so plentiful.

سال‌ها آنها مجبور بودند روی صدف‌ها زندگی کنند، صدف به ویژه به این دلیل که بسیار فراوان بود.

منبع: How to Train Your Dragon

Longer at-sea times means barnacles, limpets, and mussels can establish colonies that can span multiple generations.

مدت زمان بیشتر در دریا به این معنی است که زالوها، صدف ها و صدف‌ها می‌توانند مستعمراتی را ایجاد کنند که می‌تواند چندین نسل را در بر بگیرد.

منبع: Scientific Journal: Zoology

After about ten minutes of shoveling, they hit on an underground cache of limpet shells.

پس از حدود ده دقیقه کندن، آنها به یک مخزن زیرزمینی از صدف‌های صدف برخورد کردند.

منبع: How to Train Your Dragon

Limpets are a bit like worms and a bit like snot and a lot less tasty than either.

صدف‌ها کمی شبیه کرم‌ها و کمی شبیه مخاط هستند و بسیار کمتر از هر دو خوشمزه هستند.

منبع: Animation English

I bet this whole HILL is made out of limpets.

حدس می‌زنم که کل این تپه از صدف‌ها ساخته شده است.

منبع: How to Train Your Dragon

I bet this whole ISLAND is made out of limpets.

حدس می‌زنم که کل این جزیره از صدف‌ها ساخته شده است.

منبع: How to Train Your Dragon

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید