literalist

[ایالات متحده]/ˈlɪt.ər.əl.ɪst/
[بریتانیا]/ˈlɪt.ər.əl.ɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که کلمات را در ساده‌ترین معنا بدون استعاره یا تمثیل تفسیر می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

literalist approach

رویکرد لفظی

literalist interpretation

تفسیر لفظی

literalist view

دیدگاه لفظی

literalist thinker

متفکر لفظی

literalist mindset

نگرش لفظی

literalist stance

موضع لفظی

literalist reading

خواندن لفظی

literalist theory

نظریه لفظی

literalist perspective

دیدگاه لفظی

literalist belief

باور لفظی

جملات نمونه

the literalist interpretation of the text can lead to misunderstandings.

تفسیر تحت‌الزمه متن می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

as a literalist, she struggles with metaphorical language.

به عنوان یک فرد تحت‌الزمه، او در درک زبان استعاری مشکل دارد.

his literalist approach to art limits his creativity.

رویکرد تحت‌الزمه او به هنر، خلاقیت او را محدود می‌کند.

the teacher explained that a literalist view can miss deeper meanings.

معلم توضیح داد که یک دیدگاه تحت‌الزمه می‌تواند معانی عمیق‌تر را از دست بدهد.

many literalists find it hard to appreciate poetry.

بسیاری از افراد تحت‌الزمه در قدردانی از شعر مشکل دارند.

a literalist often takes statements at face value.

یک فرد تحت‌الزمه اغلب اظهارات را در ظاهر می‌گیرد.

in discussions, a literalist might challenge figurative expressions.

در بحث‌ها، یک فرد تحت‌الزمه ممکن است عبارات استعاری را به چالش بکشد.

her literalist tendencies sometimes cause conflict in debates.

تمایلات تحت‌الزمه او گاهی اوقات باعث ایجاد تضاد در بحث‌ها می‌شود.

being a literalist can be both an advantage and a disadvantage.

بودن یک فرد تحت‌الزمه می‌تواند هم یک مزیت و هم یک عیب باشد.

the literalist perspective often clashes with more abstract viewpoints.

دیدگاه تحت‌الزمه اغلب با دیدگاه‌های انتزاعی‌تر در تضاد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید