litigants

[ایالات متحده]/ˈlɪtɪɡənts/
[بریتانیا]/ˈlɪtɪɡənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در یک دعوی حقوقی مشغولند

عبارات و ترکیب‌ها

litigants' rights

حقوق مدعیان

litigants in person

مدعیان شخصاً

litigants' counsel

وکیل مدعیان

litigants' agreement

توافق مدعیان

litigants' disputes

اختلافات مدعیان

litigants' evidence

دلایل مدعیان

litigants' claims

ادعاهای مدعیان

litigants' interests

منافع مدعیان

litigants' responsibilities

مسئولیت‌های مدعیان

litigants' positions

مواضع مدعیان

جملات نمونه

the litigants presented their cases before the judge.

مدعیان پرونده‌ها را در حضور قاضی ارائه کردند.

both litigants agreed to settle the dispute out of court.

هر دو مدعی با هم توافق کردند که اختلاف را خارج از دادگاه حل کنند.

the litigants were advised to seek legal counsel.

از مدعیان مشاوره حقوقی گرفته شود.

litigants must adhere to court deadlines.

مدعیان باید به مهلت‌های دادگاه پایبند باشند.

the judge mediated between the litigants to facilitate a resolution.

قاضی برای تسهیل حل اختلاف بین مدعیان میانجیگری کرد.

litigants often face emotional stress during legal battles.

مدعیان اغلب در طول درگیری‌های قانونی دچار استرس عاطفی می‌شوند.

the court ruled in favor of one of the litigants.

دادگاه به نفع یکی از مدعیان رای داد.

litigants should prepare all necessary documents for the trial.

مدعیان باید تمام اسناد لازم را برای محاکمه آماده کنند.

both litigants were satisfied with the final judgment.

هر دو مدعی از حکم نهایی راضی بودند.

litigants are encouraged to communicate effectively during proceedings.

از مدعیان خواسته می‌شود در طول جلسات به طور مؤثر ارتباط برقرار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید