litter

[ایالات متحده]/'lɪtə/
[بریتانیا]/'lɪtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد زائد; زباله بی نظم، شلوغ پشته
vt. & vi. نامنظم کردن; پراکنده کردن زباله
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریlittering
قسمت سوم فعلlittered
جمعlitters
زمان گذشتهlittered
شکل سوم شخص مفردlitters

عبارات و ترکیب‌ها

pick up litter

جمع‌آوری زباله

throw away litter

دور انداختن زباله

littering is prohibited

ریختن زباله ممنوع است

anti-littering campaign

کمپین ضد ریختن زباله

جملات نمونه

a litter of five kittens.

یک دسته توله گربه

the blight of litter on the beach

آلودگی زباله در ساحل

litter disfigures the countryside.

وجود زباله منظره روستایی را زشت می‌کند.

the textbooks are littered with flubs.

کتاب های درسی پر از اشتباه هستند.

have (a litter of) kittens

تولد (یک دسته) توله گربه داشته باشید

litter on the streets of a town

زباله در خیابان های یک شهر

the floor is littered with the carcasses of newspapers.

کف با اجساد روزنامه ها پوشیده شده است.

huge chunks of masonry littered the street.

تکه‌های بزرگ مصالح ساختمانی خیابان را پوشانده بود.

the pig is one of a litter of nine farrowed in July.

گراز یکی از Litter نه تایی است که در ماه جولای به دنیا آمده است.

a litter of sleeping bags on the floor.

یک دسته کیسه خواب روی زمین.

clothes and newspapers littered the floor.

لباس و روزنامه ها کف را پوشانده بودند.

there was broken glass littered about.

شیشه شکسته در همه جا پراکنده بود.

litter scummed the surface of the water.

کف آب با زباله پوشیده شده بود.

the litter in the streets after a parade.

زباله در خیابان ها بعد از یک رژه.

Selfish picnickers litter the beach with food wrappers.

کسانی که برای پیک نیک خودخواهانه هستند، ساحل را با بسته‌بندی غذا آلوده می‌کنند.

Litter in the hen coop beds down if it is not raked.

اگر کود در لانه خروس ها جمع نشود، در بسترهای آن می خوابد.

The floor was littered with ravel(l)ings.

کف با نخ های پاره پوشیده شده بود.

a litter of two shes and a he

یک دسته از دو ماده و یک نر

Papers littered his desk.

کاغذها روی میز او پخش شده بودند.

He littered the yard with bottles and cans.

او حیاط را با بطری و قوطی آلوده کرد.

نمونه‌های واقعی

Don't change your kitty, change your kitty litter.

تغییر گربه خود را نکنید، بلکه بستر گربه خود را عوض کنید.

منبع: Friends Season 3

To see if his hunch was right, Skok observed 18 litters, including 150 piglets.

برای دیدن اینکه آیا حدس او درست بود یا نه، اسکوک 18 قلاده، از جمله 150 توله خوک را مشاهده کرد.

منبع: Science in 60 Seconds March 2017 Collection

She's probably a daughter from last year's litter.

احتمالاً او دختری از قلاده سال گذشته است.

منبع: Nordic Wild Style Chronicles

People are always littering in New York.

افراد همیشه در نیویورک زباله رها می کنند.

منبع: Mary and Max Original Soundtrack

But they can have a litter of kittens already before that.

اما آنها می توانند قبل از آن از قبل یک قلاده بچه گربه داشته باشند.

منبع: National Geographic (Children's Section)

Also, there's a whole lot more litter y'all.

همچنین، مقدار زیادی زباله وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English November 2019 Collection

Forest crabs are common here, feeding on the abundant leaf litter.

خرچنگ‌های جنگلی در اینجا رایج هستند و از زباله‌های برگ‌های فراوان تغذیه می‌کنند.

منبع: Beautiful China

Would you pick up the litter that has missed the recycling bin?

آیا زباله‌ای را که وارد سطل بازیافت نشد جمع می‌کنید؟

منبع: 2023 Celebrity High School Graduation Speech

I know more about raising a litter of pigs than you do.

من بیشتر از شما در مورد پرورش یک قلاده خوک می‌دانم.

منبع: Charlotte's Web

" We'll need to make a litter to carry him, " said Osha.

" ما به یک قلاده برای حمل او نیاز داریم،" اوشا گفت.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید