livable city
شهر قابل سکونت
livable space
فضای قابل سکونت
livable environment
محیط زیست قابل سکونت
livable community
جامعه قابل سکونت
livable area
منطقه قابل سکونت
livable conditions
شرایط قابل سکونت
livable home
خانه قابل سکونت
livable neighborhood
محله قابل سکونت
livable lifestyle
سبک زندگی قابل سکونت
livable design
طراحی قابل سکونت
the city has become more livable due to recent urban improvements.
شهر به دلیل بهبودهای شهری اخیر، قابل زندگیتر شده است.
creating livable spaces is essential for community development.
ایجاد فضاهای قابل زندگی برای توسعه جامعه ضروری است.
many families are looking for livable neighborhoods with good schools.
خانوادههای زیادی به دنبال محلههای قابل زندگی با مدارس خوب هستند.
the government is investing in livable housing projects.
دولت در حال سرمایهگذاری در پروژههای مسکونی قابل زندگی است.
they strive to make the environment more livable for future generations.
آنها تلاش میکنند محیط زیست را برای نسلهای آینده قابل زندگیتر کنند.
her garden makes the backyard a more livable area.
باغ او حیاط پشتی را به یک فضای قابل زندگیتر تبدیل میکند.
livable cities often have a vibrant cultural scene.
شهرهای قابل زندگی اغلب دارای صحنه فرهنگی پر جنب و جوشی هستند.
he prefers to live in a livable climate year-round.
او ترجیح میدهد در یک آب و هوای قابل زندگی در طول سال زندگی کند.
designing livable cities requires thoughtful planning and community input.
طراحی شهرهای قابل زندگی نیاز به برنامهریزی دقیق و مشارکت جامعه دارد.
they are working to improve public transportation to make the city more livable.
آنها در حال کار برای بهبود حمل و نقل عمومی برای قابل زندگیتر کردن شهر هستند.
livable city
شهر قابل سکونت
livable space
فضای قابل سکونت
livable environment
محیط زیست قابل سکونت
livable community
جامعه قابل سکونت
livable area
منطقه قابل سکونت
livable conditions
شرایط قابل سکونت
livable home
خانه قابل سکونت
livable neighborhood
محله قابل سکونت
livable lifestyle
سبک زندگی قابل سکونت
livable design
طراحی قابل سکونت
the city has become more livable due to recent urban improvements.
شهر به دلیل بهبودهای شهری اخیر، قابل زندگیتر شده است.
creating livable spaces is essential for community development.
ایجاد فضاهای قابل زندگی برای توسعه جامعه ضروری است.
many families are looking for livable neighborhoods with good schools.
خانوادههای زیادی به دنبال محلههای قابل زندگی با مدارس خوب هستند.
the government is investing in livable housing projects.
دولت در حال سرمایهگذاری در پروژههای مسکونی قابل زندگی است.
they strive to make the environment more livable for future generations.
آنها تلاش میکنند محیط زیست را برای نسلهای آینده قابل زندگیتر کنند.
her garden makes the backyard a more livable area.
باغ او حیاط پشتی را به یک فضای قابل زندگیتر تبدیل میکند.
livable cities often have a vibrant cultural scene.
شهرهای قابل زندگی اغلب دارای صحنه فرهنگی پر جنب و جوشی هستند.
he prefers to live in a livable climate year-round.
او ترجیح میدهد در یک آب و هوای قابل زندگی در طول سال زندگی کند.
designing livable cities requires thoughtful planning and community input.
طراحی شهرهای قابل زندگی نیاز به برنامهریزی دقیق و مشارکت جامعه دارد.
they are working to improve public transportation to make the city more livable.
آنها در حال کار برای بهبود حمل و نقل عمومی برای قابل زندگیتر کردن شهر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید