inhabitable

[ایالات متحده]/ɪnˈhæbɪtəbl/
[بریتانیا]/ɪnˈhæbɪtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب برای زندگی; قادر به سکونت

عبارات و ترکیب‌ها

inhabitable zone

منطقه قابل سکونت

inhabitable planet

سیاره قابل سکونت

inhabitable environment

محیط زیست قابل سکونت

inhabitable area

منطقه قابل سکونت

inhabitable conditions

شرایط قابل سکونت

inhabitable space

فضای قابل سکونت

inhabitable land

زمین قابل سکونت

inhabitable region

منطقه قابل سکونت

inhabitable habitat

زیستگاه قابل سکونت

inhabitable world

جهان قابل سکونت

جملات نمونه

the planet is considered inhabitable for human life.

سیاره برای زندگی انسان قابل سکونت تلقی می‌شود.

scientists are searching for inhabitable exoplanets.

دانشمندان به دنبال سیارات فراخورشیدی قابل سکونت هستند.

the conditions on mars may not be inhabitable yet.

شرایط در مریخ ممکن است هنوز قابل سکونت نباشد.

they discovered an inhabitable zone around the star.

آنها یک منطقه قابل سکونت در اطراف ستاره کشف کردند.

making earth more inhabitable is a global challenge.

جاگزين كردن زمين و قابل سکونت تر کردن آن یک چالش جهانی است.

the research focused on creating inhabitable environments in space.

تحقیقات بر ایجاد محیط های قابل سکونت در فضا متمرکز بود.

inhabitable areas are becoming scarce due to climate change.

مناطق قابل سکونت به دلیل تغییرات آب و هوایی در حال کمیاب شدن هستند.

some scientists believe that the moon could be made inhabitable.

برخی از دانشمندان معتقدند که می توان ماه را قابل سکونت کرد.

the team is studying how to terraform inhospitable planets into inhabitable ones.

تیم در حال بررسی نحوه تبدیل سیارات غیرقابل سکونت به سیارات قابل سکونت است.

finding inhabitable conditions is essential for future space missions.

یافتن شرایط قابل سکونت برای ماموریت های فضایی آینده ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید