lives

[ایالات متحده]/lɪvz/
[بریتانیا]/lɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع زندگی
v. شکل سوم شخص مفرد از زندگی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

lives matter

زندگی مهم است

lives change

زندگی تغییر می‌کند

lives lost

زندگی‌هایی که از دست رفته‌اند

lives saved

زندگی‌هایی که نجات یافته‌اند

lives intertwined

زندگی‌هایی که در هم تنیده شده‌اند

lives impacted

زندگی‌هایی که تحت تأثیر قرار گرفته‌اند

lives improved

زندگی‌هایی که بهبود یافته‌اند

lives enriched

زندگی‌هایی که غنی شده‌اند

lives explored

زندگی‌هایی که مورد بررسی قرار گرفته‌اند

lives celebrated

زندگی‌هایی که جشن گرفته شده‌اند

جملات نمونه

she lives in a small town.

او در یک شهر کوچک زندگی می‌کند.

he lives a healthy lifestyle.

او یک سبک زندگی سالم دارد.

she lives her life to the fullest.

او زندگی خود را به fullest زندگی می‌کند.

he lives in his own world.

او در دنیای خود زندگی می‌کند.

she lives with her grandparents.

او با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کند.

he lives for adventure.

او برای ماجراجویی زندگی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید