inhabits

[ایالات متحده]/ɪnˈhæbɪts/
[بریتانیا]/ɪnˈhæbɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک مکان زندگی کردن یا سکونت داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

inhabits the earth

در زمین سکونت می‌کند

inhabits the sea

در دریا سکونت می‌کند

inhabits the forest

در جنگل سکونت می‌کند

inhabits the mountains

در کوه‌ها سکونت می‌کند

inhabits the caves

در غارها سکونت می‌کند

inhabits the skies

در آسمان‌ها سکونت می‌کند

inhabits the city

در شهر سکونت می‌کند

inhabits the region

در منطقه سکونت می‌کند

inhabits the island

در جزیره سکونت می‌کند

inhabits the wetlands

در مناطق مرطوب سکونت می‌کند

جملات نمونه

the forest inhabits a variety of wildlife.

جنگل زیستگاه انواع حیات وحش را در خود جای داده است.

this region inhabits several endangered species.

این منطقه زیستگاه چندین گونه در معرض خطر قرار دارد.

the island inhabits a unique culture.

این جزیره زیستگاه یک فرهنگ منحصر به فرد است.

many birds inhabit this wetland area.

پرندگان زیادی در این منطقه تالابی زندگی می کنند.

these caves inhabit ancient rock formations.

این غارها زیستگاه سازنده‌های صخره‌ای باستانی هستند.

the ocean inhabits countless species of fish.

اقیانوس زیستگاه گونه های بی شماری ماهی است.

this city inhabits a vibrant art scene.

این شهر زیستگاه یک صحنه هنری پر جنب و جوش است.

deserts can also inhabit various forms of life.

بیابان ها نیز می توانند زیستگاه اشکال مختلف حیات باشند.

the mountains inhabit rare plants and animals.

این کوه ها زیستگاه گیاهان و حیوانات کمیاب هستند.

some species inhabit both land and water.

برخی از گونه ها هم در خشکی و هم در آب زندگی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید