loathsomely cruel
به طرز وحشتناکی بیرحم
loathsomely greedy
به طرز وحشتناکی حریص
loathsomely ugly
به طرز وحشتناکی زشت
loathsomely foul
به طرز وحشتناکی بدبو
loathsomely vile
به طرز وحشتناکی پست
loathsomely toxic
به طرز وحشتناکی سمی
loathsomely dishonest
به طرز وحشتناکی نادرست
loathsomely selfish
به طرز وحشتناکی خودخواه
loathsomely brutal
به طرز وحشتناکی بیرحمانه
loathsomely repulsive
به طرز وحشتناکی منزجرکننده
he loathsomely rejected the idea of working late.
او به طرز نفرت انگیزی ایده کار کردن اضافه را رد کرد.
she loathsomely described the smell of the garbage.
او به طرز نفرت انگیزی بوی زباله را توصیف کرد.
the movie was loathsomely violent, making it hard to watch.
فیلم به طرز نفرت انگیزی خشن بود و تماشای آن را دشوار کرد.
he spoke loathsomely about his former boss.
او به طرز نفرت انگیزی درباره رئیس سابق خود صحبت کرد.
they loathsomely criticized the poor service at the restaurant.
آنها به طرز نفرت انگیزی خدمات ضعیف در رستوران را مورد انتقاد قرار دادند.
she loathsomely recalled her experience with the scam.
او به طرز نفرت انگیزی خاطره تجربه خود با کلاهبرداری را به یاد آورد.
the food was loathsomely prepared, leaving a bad taste.
غذا به طرز نفرت انگیزی تهیه شده بود و طعم بدی داشت.
he loathsomely admitted his mistake in judgment.
او به طرز نفرت انگیزی اشتباه خود در قضاوت را پذیرفت.
she loathsomely avoided the topic of politics.
او به طرز نفرت انگیزی از موضوع سیاست دوری کرد.
the loathsomely cold weather kept everyone indoors.
هوا به طرز نفرت انگیزی سرد بود و همه را در داخل نگه داشت.
loathsomely cruel
به طرز وحشتناکی بیرحم
loathsomely greedy
به طرز وحشتناکی حریص
loathsomely ugly
به طرز وحشتناکی زشت
loathsomely foul
به طرز وحشتناکی بدبو
loathsomely vile
به طرز وحشتناکی پست
loathsomely toxic
به طرز وحشتناکی سمی
loathsomely dishonest
به طرز وحشتناکی نادرست
loathsomely selfish
به طرز وحشتناکی خودخواه
loathsomely brutal
به طرز وحشتناکی بیرحمانه
loathsomely repulsive
به طرز وحشتناکی منزجرکننده
he loathsomely rejected the idea of working late.
او به طرز نفرت انگیزی ایده کار کردن اضافه را رد کرد.
she loathsomely described the smell of the garbage.
او به طرز نفرت انگیزی بوی زباله را توصیف کرد.
the movie was loathsomely violent, making it hard to watch.
فیلم به طرز نفرت انگیزی خشن بود و تماشای آن را دشوار کرد.
he spoke loathsomely about his former boss.
او به طرز نفرت انگیزی درباره رئیس سابق خود صحبت کرد.
they loathsomely criticized the poor service at the restaurant.
آنها به طرز نفرت انگیزی خدمات ضعیف در رستوران را مورد انتقاد قرار دادند.
she loathsomely recalled her experience with the scam.
او به طرز نفرت انگیزی خاطره تجربه خود با کلاهبرداری را به یاد آورد.
the food was loathsomely prepared, leaving a bad taste.
غذا به طرز نفرت انگیزی تهیه شده بود و طعم بدی داشت.
he loathsomely admitted his mistake in judgment.
او به طرز نفرت انگیزی اشتباه خود در قضاوت را پذیرفت.
she loathsomely avoided the topic of politics.
او به طرز نفرت انگیزی از موضوع سیاست دوری کرد.
the loathsomely cold weather kept everyone indoors.
هوا به طرز نفرت انگیزی سرد بود و همه را در داخل نگه داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید