loathsomely

[ایالات متحده]/ˈləʊθsəmli/
[بریتانیا]/ˈloʊθsəmli/

ترجمه

adv. به طریقی که بسیار توهین‌آمیز یا نفرت‌انگیز است

عبارات و ترکیب‌ها

loathsomely cruel

به طرز وحشتناکی بی‌رحم

loathsomely greedy

به طرز وحشتناکی حریص

loathsomely ugly

به طرز وحشتناکی زشت

loathsomely foul

به طرز وحشتناکی بدبو

loathsomely vile

به طرز وحشتناکی پست

loathsomely toxic

به طرز وحشتناکی سمی

loathsomely dishonest

به طرز وحشتناکی نادرست

loathsomely selfish

به طرز وحشتناکی خودخواه

loathsomely brutal

به طرز وحشتناکی بی‌رحمانه

loathsomely repulsive

به طرز وحشتناکی منزجرکننده

جملات نمونه

he loathsomely rejected the idea of working late.

او به طرز نفرت انگیزی ایده کار کردن اضافه را رد کرد.

she loathsomely described the smell of the garbage.

او به طرز نفرت انگیزی بوی زباله را توصیف کرد.

the movie was loathsomely violent, making it hard to watch.

فیلم به طرز نفرت انگیزی خشن بود و تماشای آن را دشوار کرد.

he spoke loathsomely about his former boss.

او به طرز نفرت انگیزی درباره رئیس سابق خود صحبت کرد.

they loathsomely criticized the poor service at the restaurant.

آنها به طرز نفرت انگیزی خدمات ضعیف در رستوران را مورد انتقاد قرار دادند.

she loathsomely recalled her experience with the scam.

او به طرز نفرت انگیزی خاطره تجربه خود با کلاهبرداری را به یاد آورد.

the food was loathsomely prepared, leaving a bad taste.

غذا به طرز نفرت انگیزی تهیه شده بود و طعم بدی داشت.

he loathsomely admitted his mistake in judgment.

او به طرز نفرت انگیزی اشتباه خود در قضاوت را پذیرفت.

she loathsomely avoided the topic of politics.

او به طرز نفرت انگیزی از موضوع سیاست دوری کرد.

the loathsomely cold weather kept everyone indoors.

هوا به طرز نفرت انگیزی سرد بود و همه را در داخل نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید