lobbyist

[ایالات متحده]/ˈlɒbiɪst/
[بریتانیا]/ˈlɑːbiɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که استخدام شده است تا قانونگذاران را متقاعد کند که به شیوه‌ای خاص رای دهند یا به ترویج منافع خاصی بپردازد.
Word Forms
جمعlobbyists

جملات نمونه

The lobbyist has pull with the senator.

لابی‌گر با سناتور نفوذ دارد.

members of Congress have been lavishly wined and dined by lobbyists for years.

برای سال‌ها، اعضای کنگره توسط لابی‌گران به شکلی مجلل شراب و غذا خوردند.

Could you define the two terms-public relations and lobbyist respectively to our large number of readers?

آیا می‌توانید دو اصطلاح - روابط عمومی و لابی‌گر را به ترتیب برای تعداد زیاد خوانندگان ما تعریف کنید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید