localism

[ایالات متحده]/'ləʊk(ə)lɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'lokl,ɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گویش; داشتن شخصیت محلی، منطقه‌گرایی.
Word Forms
جمعlocalisms

جملات نمونه

Localism can be seen in the unique dialects of different regions.

می‌توان محلی‌گرایی را در لهجه‌های منحصربه‌فرد مناطق مختلف مشاهده کرد.

Support for local businesses is a form of localism.

حمایت از کسب‌وکارهای محلی نوعی محلی‌گرایی است.

Localism often promotes a sense of community and belonging.

محلی‌گرایی اغلب حس اجتماع و تعلق خاطر را ترویج می‌کند.

Many traditional festivals showcase localism and cultural heritage.

بسیاری از جشنواره‌های سنتی محلی‌گرایی و میراث فرهنگی را به نمایش می‌گذارند.

Localism can sometimes lead to conflicts between regions.

محلی‌گرایی گاهی اوقات می‌تواند منجر به درگیری بین مناطق شود.

The government is trying to balance national interests with localism.

دولت در تلاش است تا منافع ملی را با محلی‌گرایی متعادل کند.

Localism plays a role in shaping local policies and governance.

محلی‌گرایی نقش مهمی در شکل‌دهی سیاست‌ها و حکومت محلی دارد.

Preserving local traditions is an important aspect of localism.

حفظ سنت‌های محلی جنبه مهمی از محلی‌گرایی است.

Localism advocates for decision-making power to be decentralized.

محلی‌گرایی از تفویض اختیار تصمیم‌گیری به سطوح پایین‌تر حمایت می‌کند.

Localism can foster a sense of pride and identity within a community.

محلی‌گرایی می‌تواند حس غرور و هویت را در یک جامعه تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید