lonesome

[ایالات متحده]/'ləʊns(ə)m/
[بریتانیا]/'lonsəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. انفرادی; با افراد کم اطراف

عبارات و ترکیب‌ها

feeling lonesome

احساس تنهایی

جملات نمونه

a lonesome, unfriendly place.

مکانی منزوی و غریبه

a lonesome hour at the bar.

یک ساعت تنهایی در بار.

He was lonesome for a friend.

او دلش برای یک دوست تنگ شده بود.

she felt lonesome and out of things.

او احساس تنهایی و بی‌ارتباطی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید