long-limbed dancer
رقصنده با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed figure
شخص با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed athlete
ورزشکار با دستها و پاهاي طولاني
be long-limbed
دستها و پاهاي طولاني داشتن
long-limbed model
مدل با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed man
مرد با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed girl
دختر با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed silhouette
silhouette با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed grace
خوبی با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed pose
وضعیت با دستها و پاهاي طولاني
the long-limbed dancer gracefully leaped across the stage.
نوازندگی با اندامهای طولانی با خشونتی زیبایی از روی مچها پرید.
he was a long-limbed basketball player, dominating the court.
او یک بازیکن بسکتبال با اندامهای طولانی بود که میدان را غلبه میکرد.
a long-limbed giraffe stretched its neck to reach the leaves.
یک گوزن با اندامهای طولانی گردن خود را به طول میکشید تا برگها را برساند.
the artist sketched a long-limbed figure in the park.
هنرمند یک شخص با اندامهای طولانی را در پارک رسم کرد.
she admired the long-limbed model on the magazine cover.
او مدلی با اندامهای طولانی روی جلد مجله را دوست داشت.
the long-limbed heron stood patiently by the water's edge.
سوسک با اندامهای طولانی به صبر در کنار آب ایستاد.
he had long-limbed ancestors who were renowned sailors.
او اجدادی با اندامهای طولانی داشت که دریانوردان معروف بودند.
the long-limbed child struggled to reach the top shelf.
کودکی با اندامهای طولانی برای رسیدن به رف بالا کوشید.
the sculptor created a long-limbed statue of a warrior.
مصنوعساز یک مجسمه جنگجویی با اندامهای طولانی ایجاد کرد.
despite his long limbs, he was surprisingly agile.
همچنین با اندامهای طولانی، او به طور غیرمنتظره مهارتهای بالایی داشت.
the long-limbed athlete excelled in high jump events.
ورزشکار با اندامهای طولانی در رویدادهای پرش بالا موفقیتهای بزرگی داشت.
long-limbed dancer
رقصنده با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed figure
شخص با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed athlete
ورزشکار با دستها و پاهاي طولاني
be long-limbed
دستها و پاهاي طولاني داشتن
long-limbed model
مدل با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed man
مرد با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed girl
دختر با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed silhouette
silhouette با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed grace
خوبی با دستها و پاهاي طولاني
long-limbed pose
وضعیت با دستها و پاهاي طولاني
the long-limbed dancer gracefully leaped across the stage.
نوازندگی با اندامهای طولانی با خشونتی زیبایی از روی مچها پرید.
he was a long-limbed basketball player, dominating the court.
او یک بازیکن بسکتبال با اندامهای طولانی بود که میدان را غلبه میکرد.
a long-limbed giraffe stretched its neck to reach the leaves.
یک گوزن با اندامهای طولانی گردن خود را به طول میکشید تا برگها را برساند.
the artist sketched a long-limbed figure in the park.
هنرمند یک شخص با اندامهای طولانی را در پارک رسم کرد.
she admired the long-limbed model on the magazine cover.
او مدلی با اندامهای طولانی روی جلد مجله را دوست داشت.
the long-limbed heron stood patiently by the water's edge.
سوسک با اندامهای طولانی به صبر در کنار آب ایستاد.
he had long-limbed ancestors who were renowned sailors.
او اجدادی با اندامهای طولانی داشت که دریانوردان معروف بودند.
the long-limbed child struggled to reach the top shelf.
کودکی با اندامهای طولانی برای رسیدن به رف بالا کوشید.
the sculptor created a long-limbed statue of a warrior.
مصنوعساز یک مجسمه جنگجویی با اندامهای طولانی ایجاد کرد.
despite his long limbs, he was surprisingly agile.
همچنین با اندامهای طولانی، او به طور غیرمنتظره مهارتهای بالایی داشت.
the long-limbed athlete excelled in high jump events.
ورزشکار با اندامهای طولانی در رویدادهای پرش بالا موفقیتهای بزرگی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید