longer

[ایالات متحده]/'lɔŋɡə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. برای مدت زمان بیشتری
adj. دارای مدت زمان بیشتری
Word Forms
جمعlongers

عبارات و ترکیب‌ها

longer than

طولانی تر از

get longer

طولانی تر شود

need longer

نیاز به طولانی تر

lasting longer

طولانی تر دوام

wait longer

منتظر طولانی تر

جملات نمونه

They are no longer speaking.

آنها دیگر صحبت نمی‌کنند.

a rule that is no longer in force.

قاعده‌ای که دیگر لازم‌الاجرا نیست.

the outcome is no longer in doubt.

نتیجه دیگر در ابهام نیست.

they no longer live here.

آنها دیگر اینجا زندگی نمی‌کنند.

it is no longer in production .

دیگر در تولید نیست.

He no longer smokes.

او دیگر سیگار نمی‌کشد.

He's no longer on their payroll.

او دیگر در حقوق و دستمزد آنها نیست.

This house is no longer habitable.

این خانه دیگر قابل سکونت نیست.

Stenography is no longer a marketable skill.

نگارشی دیگر یک مهارت قابل بازاریابی نیست.

such an offence is no longer a disqualification for office.

چنین تخلفی دیگر یک محرومیت برای تصدی نیست.

Buddhism is no longer seen as an Eastern religion.

بودیسم دیگر به عنوان یک دین شرقی دیده نمی‌شود.

he is no longer in the first flush of youth.

او دیگر در اوج جوانی نیست.

Our old dog is no longer around.

سگ پیر ما دیگر در این حوالی نیست.

the odds are that he is no longer alive.

احتمال دارد که او دیگر زنده نباشد.

such a simplistic approach is no longer tenable.

چنین رویکرد ساده دیگر قابل قبول نیست.

she can no longer walk unaided.

او دیگر نمی‌تواند بدون کمک راه برود.

an oil well that no longer produces

یک چاه نفتی که دیگر تولید نمی‌کند.

These ideas no longer obtain.

این ایده‌ها دیگر پذیرفته نیستند.

By then, he was no longer in the first flush of youth.

تا آن زمان، او دیگر در اوج جوانی نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید