shorter

[ایالات متحده]/ˈʃɔːtə/
[بریتانیا]/ˈʃɔːrtər/

ترجمه

adj. مقایسه‌ای از short، به معنی داشتن قد کمتر

عبارات و ترکیب‌ها

shorter distance

فاصله کمتر

shorter time

زمان کمتر

shorter hair

موهای کوتاه‌تر

shorter route

مسیر کوتاه‌تر

shorter story

داستان کوتاه‌تر

shorter term

مدت کوتاه‌تر

shorter days

روزهای کوتاه‌تر

shorter than

کوتاه‌تر از

getting shorter

در حال کوتاه‌تر شدن

much shorter

خیلی کوتاه‌تر

جملات نمونه

we need a shorter route to avoid the traffic.

ما به یک مسیر کوتاه‌تر برای جلوگیری از ترافیک نیاز داریم.

can you make the report a bit shorter?

می‌توانید گزارش را کمی کوتاه‌تر کنید؟

the skirt is a shorter style this season.

دامن امسال مدل کوتاه‌تری دارد.

he has a shorter attention span than most.

او نسبت به بیشتر افراد، دامنه توجه کوتاه‌تری دارد.

the movie was surprisingly shorter than i expected.

فیلم به طور غیرمنتظره‌ای از آنچه انتظار داشتم کوتاه‌تر بود.

i prefer a shorter haircut this time.

این بار ترجیح می‌دهم یک مدل کوتاه‌تر برای موهایم انتخاب کنم.

the deadline is a shorter timeframe than last year.

مهلت نهایی نسبت به سال گذشته یک بازه زمانی کوتاه‌تر است.

she wore a shorter dress to the party.

او یک لباس کوتاه‌تر به مهمانی پوشید.

the article is a shorter version of the book.

این مقاله یک نسخه کوتاه‌تر از کتاب است.

we're looking for a shorter candidate for the role.

ما به دنبال نامزد کوتاه‌تری برای این نقش هستیم.

the line graph shows a shorter sales period.

نمودار خط نشان می‌دهد که دوره فروش کوتاه‌تری وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید