loudness

[ایالات متحده]/'laudnis/
[بریتانیا]/ˈlaʊdnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حجم؛ صدای.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

adjust the loudness

تنظیم بلندی صدا

excessive loudness

بلندی صدای بیش از حد

جملات نمونه

The amplitude of the vibration determines the loudness of the sound.

دامنه ارتعاش تعیین کننده صدای بلند است.

The loudness of the music was deafening.

صدای موسیقی بسیار بلند و زننده بود.

She adjusted the loudness of the TV to a comfortable level.

او صدای تلویزیون را به سطح دلپذیری تنظیم کرد.

The loudness of his voice indicated his anger.

بلندی صدای او نشان دهنده خشمش بود.

The loudness of the fireworks startled the children.

صدای بلند آتش‌بازی کودکان را ترساند.

Please lower the loudness of your phone.

لطفاً صدای تلفن همراه خود را کم کنید.

The loudness of the crowd grew as the concert started.

با شروع کنسرت، صدای جمعیت بیشتر شد.

The loudness of the thunder shook the windows.

صدای بلند رعد و برق باعث لرزش پنجره‌ها شد.

The loudness of the traffic outside kept him awake.

صدای ترافیک بیرون باعث می‌شد او بیدار بماند.

The loudness of the alarm clock jolted her out of bed.

صدای بلند ساعت زنگ‌دار او را از خواب بیرون کشید.

The loudness of the argument could be heard from the next room.

صدای بلند بحث از اتاق بعدی شنیده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید