lowball offer
پیشنهاد کمارزش
lowball bid
حراج کمارزش
lowball price
قیمت پایین
lowball estimate
تخمین پایین
lowball tactic
تاکتیک کمارزش
lowball negotiation
مذاکره کمارزش
lowball strategy
استراتژی کمارزش
lowball approach
رویکرد کمارزش
lowball deal
معامله کمارزش
lowball game
بازی کمارزش
he decided to lowball the offer to save money.
او تصمیم گرفت تا صرفهجویی در هزینه پیشنهاد را پایین بیاورد.
it's not fair to lowball someone when negotiating.
هنگام مذاکره، منصفانه نیست که پیشنهاد را پایین بیاورید.
she felt insulted by the lowball bid on her house.
او از پیشنهاد پایین برای خانهاش احساس تحقیر کرد.
they tried to lowball the contractor to get a better deal.
آنها سعی کردند تا پیشنهاد را پایین بیاورند تا معامله بهتری به دست آورند.
lowballing can damage your reputation in business.
پایین آوردن پیشنهاد میتواند به شهرت شما در کسب و کار آسیب برساند.
he was known for his tendency to lowball every negotiation.
او به خاطر تمایلش به پایین آوردن پیشنهاد در هر مذاکره شناخته شده بود.
don't lowball your salary expectations during the interview.
هنگام مصاحبه، انتظارات حقوق خود را پایین نیاورید.
they lowballed the price to attract more customers.
آنها قیمت را پایین آوردند تا مشتریان بیشتری را جذب کنند.
he realized that lowballing could backfire in negotiations.
او متوجه شد که پایین آوردن پیشنهاد ممکن است در مذاکرات به ضرر او تمام شود.
she always lowballs her expenses to keep her budget in check.
او همیشه هزینههای خود را پایین میآورد تا بودجه خود را کنترل کند.
lowball offer
پیشنهاد کمارزش
lowball bid
حراج کمارزش
lowball price
قیمت پایین
lowball estimate
تخمین پایین
lowball tactic
تاکتیک کمارزش
lowball negotiation
مذاکره کمارزش
lowball strategy
استراتژی کمارزش
lowball approach
رویکرد کمارزش
lowball deal
معامله کمارزش
lowball game
بازی کمارزش
he decided to lowball the offer to save money.
او تصمیم گرفت تا صرفهجویی در هزینه پیشنهاد را پایین بیاورد.
it's not fair to lowball someone when negotiating.
هنگام مذاکره، منصفانه نیست که پیشنهاد را پایین بیاورید.
she felt insulted by the lowball bid on her house.
او از پیشنهاد پایین برای خانهاش احساس تحقیر کرد.
they tried to lowball the contractor to get a better deal.
آنها سعی کردند تا پیشنهاد را پایین بیاورند تا معامله بهتری به دست آورند.
lowballing can damage your reputation in business.
پایین آوردن پیشنهاد میتواند به شهرت شما در کسب و کار آسیب برساند.
he was known for his tendency to lowball every negotiation.
او به خاطر تمایلش به پایین آوردن پیشنهاد در هر مذاکره شناخته شده بود.
don't lowball your salary expectations during the interview.
هنگام مصاحبه، انتظارات حقوق خود را پایین نیاورید.
they lowballed the price to attract more customers.
آنها قیمت را پایین آوردند تا مشتریان بیشتری را جذب کنند.
he realized that lowballing could backfire in negotiations.
او متوجه شد که پایین آوردن پیشنهاد ممکن است در مذاکرات به ضرر او تمام شود.
she always lowballs her expenses to keep her budget in check.
او همیشه هزینههای خود را پایین میآورد تا بودجه خود را کنترل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید