lowball

[ایالات متحده]/ˈləʊbɔːl/
[بریتانیا]/ˈloʊbɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. قیمت پیشنهادی را ارائه دادن که کمتر از قیمت واقعی باشد

عبارات و ترکیب‌ها

lowball offer

پیشنهاد کم‌ارزش

lowball bid

حراج کم‌ارزش

lowball price

قیمت پایین

lowball estimate

تخمین پایین

lowball tactic

تاکتیک کم‌ارزش

lowball negotiation

مذاکره کم‌ارزش

lowball strategy

استراتژی کم‌ارزش

lowball approach

رویکرد کم‌ارزش

lowball deal

معامله کم‌ارزش

lowball game

بازی کم‌ارزش

جملات نمونه

he decided to lowball the offer to save money.

او تصمیم گرفت تا صرفه‌جویی در هزینه پیشنهاد را پایین بیاورد.

it's not fair to lowball someone when negotiating.

هنگام مذاکره، منصفانه نیست که پیشنهاد را پایین بیاورید.

she felt insulted by the lowball bid on her house.

او از پیشنهاد پایین برای خانه‌اش احساس تحقیر کرد.

they tried to lowball the contractor to get a better deal.

آنها سعی کردند تا پیشنهاد را پایین بیاورند تا معامله بهتری به دست آورند.

lowballing can damage your reputation in business.

پایین آوردن پیشنهاد می‌تواند به شهرت شما در کسب و کار آسیب برساند.

he was known for his tendency to lowball every negotiation.

او به خاطر تمایلش به پایین آوردن پیشنهاد در هر مذاکره شناخته شده بود.

don't lowball your salary expectations during the interview.

هنگام مصاحبه، انتظارات حقوق خود را پایین نیاورید.

they lowballed the price to attract more customers.

آنها قیمت را پایین آوردند تا مشتریان بیشتری را جذب کنند.

he realized that lowballing could backfire in negotiations.

او متوجه شد که پایین آوردن پیشنهاد ممکن است در مذاکرات به ضرر او تمام شود.

she always lowballs her expenses to keep her budget in check.

او همیشه هزینه‌های خود را پایین می‌آورد تا بودجه خود را کنترل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید