degenerates quickly
به سرعت دегنرات میکند
degenerates into
به ... دگرگون میشود
further degenerates
دگرگونی بیشتر میشود
degenerates slowly
به آرامی دگرگون میشود
degenerates eventually
در نهایت دگرگون میشود
degenerates further
دگرگونی بیشتر میشود
degenerates completely
کاملاً دگرگون میشود
degenerates severely
به شدت دگرگون میشود
the city's infrastructure continues to degrade, a sign of societal degenerates.
بنیهسازی شهر به طور مداوم فساد مییابد، نشانهای از فساد اجتماعی است.
he warned against the moral degenerates of unchecked capitalism.
او هشدار داد که از فساد اخلاقی سرمایهداری غیرمحدود.
the film depicted a world populated by ruthless degenerates seeking power.
فیلم جهانی را نشان میداد که توسط فسادگرایان بیرحمی که به دنبال قدرت هستند، ساکن میشد.
critics argued that the show glorified violent degenerates.
انتقادات میگفتند که این نمایش فسادگرایان خشن را تجلیل میکند.
the once-thriving community had become a haven for degenerates.
جامعهای که یک زمانه پرنشاط بود، به مکانی برای پناه گرفتن فسادگرایان تبدیل شده بود.
he accused the politicians of being corrupt degenerates.
او سیاستمداران را به این دلیل که فسادگرایان فاسد هستند، متهم کرد.
the novel explored the psychological degenerates of a broken family.
این رمان فساد روانی یک خانواده شکسته را بررسی میکند.
they were disgusted by the behavior of the social degenerates.
آنها از رفتار فسادگرایان اجتماعی ناراحت بودند.
the artist used their work to critique the cultural degenerates.
هنرمند از آثار خود برای نقد فساد فرهنگی استفاده کرد.
the professor lectured on the historical roots of societal degenerates.
پروفسور درباره ریشههای تاریخی فساد اجتماعی سخنرانی کرد.
the investigation revealed a network of criminal degenerates.
تحقيقات يك شبكه از فسادگرایان جرمي را آشكار كرد.
degenerates quickly
به سرعت دегنرات میکند
degenerates into
به ... دگرگون میشود
further degenerates
دگرگونی بیشتر میشود
degenerates slowly
به آرامی دگرگون میشود
degenerates eventually
در نهایت دگرگون میشود
degenerates further
دگرگونی بیشتر میشود
degenerates completely
کاملاً دگرگون میشود
degenerates severely
به شدت دگرگون میشود
the city's infrastructure continues to degrade, a sign of societal degenerates.
بنیهسازی شهر به طور مداوم فساد مییابد، نشانهای از فساد اجتماعی است.
he warned against the moral degenerates of unchecked capitalism.
او هشدار داد که از فساد اخلاقی سرمایهداری غیرمحدود.
the film depicted a world populated by ruthless degenerates seeking power.
فیلم جهانی را نشان میداد که توسط فسادگرایان بیرحمی که به دنبال قدرت هستند، ساکن میشد.
critics argued that the show glorified violent degenerates.
انتقادات میگفتند که این نمایش فسادگرایان خشن را تجلیل میکند.
the once-thriving community had become a haven for degenerates.
جامعهای که یک زمانه پرنشاط بود، به مکانی برای پناه گرفتن فسادگرایان تبدیل شده بود.
he accused the politicians of being corrupt degenerates.
او سیاستمداران را به این دلیل که فسادگرایان فاسد هستند، متهم کرد.
the novel explored the psychological degenerates of a broken family.
این رمان فساد روانی یک خانواده شکسته را بررسی میکند.
they were disgusted by the behavior of the social degenerates.
آنها از رفتار فسادگرایان اجتماعی ناراحت بودند.
the artist used their work to critique the cultural degenerates.
هنرمند از آثار خود برای نقد فساد فرهنگی استفاده کرد.
the professor lectured on the historical roots of societal degenerates.
پروفسور درباره ریشههای تاریخی فساد اجتماعی سخنرانی کرد.
the investigation revealed a network of criminal degenerates.
تحقيقات يك شبكه از فسادگرایان جرمي را آشكار كرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید