lukewarm water
آب ولرم
Britain is lukewarm about the proposal.
بریتانییا در مورد پیشنهاد، بیتفاوت است.
give only a lukewarm support
فقط حمایت نیمه گرم ارائه دهید.
they drank bitter lukewarm coffee.
آنها قهوه ولرم تلخ نوشیدند.
gave only lukewarm support to the incumbent candidate.
فقط حمایت کمرنگ و مهری از نامزد فعلی داشت.
His plan got a lukewarm reception from the committee.
طرح او از کمیته بازخورد خوبی دریافت نکرد.
Polite but lukewarm reviews are the kiss of death for a commercial film.
نقد و بررسیهای مودبانه اما بیتفاوت، برای یک فیلم تجاری، ضربه مهلک است.
She was distinctly lukewarm about my idea.
او در مورد ایده من به وضوح بیتفاوت بود.
The new design only received a lukewarm endorsement from head office.
طرح جدید تنها مورد تایید ضعیفی از دفتر مرکزی قرار گرفت.
Should make the patient maintains lukewarm thaw quiet, can give when necessary tranquillizer and aconite.
باید اطمینان حاصل شود که بیمار در حالت خنک و آرام است، در صورت لزوم می توان آرامبخش و آکونیت داد.
So then because thou art lukewarm, and neither cold nor hot, I will spue thee out of my mouth.
بنابراین، از آنجایی که تو بیتفاوت هستی و نه سرد و نه داغ، تو را از دهانم بیرون خواهم کرد.
Ironmould, can be in corrupt place sprinkle fine salt dust, fluid of reoccupy lukewarm soap is brushed except.
آهن ریخته گری، می تواند در محل های فاسد پودر نمک ریزه کاری شود، به جز مایعی که صابون ولرم را دوباره استفاده می کند.
lukewarm water
آب ولرم
Britain is lukewarm about the proposal.
بریتانییا در مورد پیشنهاد، بیتفاوت است.
give only a lukewarm support
فقط حمایت نیمه گرم ارائه دهید.
they drank bitter lukewarm coffee.
آنها قهوه ولرم تلخ نوشیدند.
gave only lukewarm support to the incumbent candidate.
فقط حمایت کمرنگ و مهری از نامزد فعلی داشت.
His plan got a lukewarm reception from the committee.
طرح او از کمیته بازخورد خوبی دریافت نکرد.
Polite but lukewarm reviews are the kiss of death for a commercial film.
نقد و بررسیهای مودبانه اما بیتفاوت، برای یک فیلم تجاری، ضربه مهلک است.
She was distinctly lukewarm about my idea.
او در مورد ایده من به وضوح بیتفاوت بود.
The new design only received a lukewarm endorsement from head office.
طرح جدید تنها مورد تایید ضعیفی از دفتر مرکزی قرار گرفت.
Should make the patient maintains lukewarm thaw quiet, can give when necessary tranquillizer and aconite.
باید اطمینان حاصل شود که بیمار در حالت خنک و آرام است، در صورت لزوم می توان آرامبخش و آکونیت داد.
So then because thou art lukewarm, and neither cold nor hot, I will spue thee out of my mouth.
بنابراین، از آنجایی که تو بیتفاوت هستی و نه سرد و نه داغ، تو را از دهانم بیرون خواهم کرد.
Ironmould, can be in corrupt place sprinkle fine salt dust, fluid of reoccupy lukewarm soap is brushed except.
آهن ریخته گری، می تواند در محل های فاسد پودر نمک ریزه کاری شود، به جز مایعی که صابون ولرم را دوباره استفاده می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید