lunges

[ایالات متحده]/lʌndʒɪz/
[بریتانیا]/lʌndʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فشار؛ پرش؛ چنگ زدن؛ (Lunge) یک نام خانوادگی؛ (آلمانی) Lunge
v. چنگ زدن؛ فشار دادن؛ به جلو حمله کردن
vi. چنگ زدن؛ انجام یک حرکت ناگهانی

عبارات و ترکیب‌ها

forward lunges

حرکات لانه‌ رفت به جلو

reverse lunges

حرکات لانه‌ رفت معکوس

side lunges

حرکات لانه‌ رفت به پهلو

walking lunges

حرکات لانه‌ رفت متحرک

jump lunges

حرکات لانه‌ رفت پرشی

static lunges

حرکات لانه‌ رفت ایستا

lateral lunges

حرکات لانه‌ رفت جانبی

weighted lunges

حرکات لانه‌ رفت وزنه دار

dynamic lunges

حرکات لانه‌ رفت پویا

split lunges

حرکات لانه‌ رفت تقسیم شده

جملات نمونه

she practices lunges every morning to stay fit.

او هر روز صبح برای تناسب اندام، لانگز انجام می‌دهد.

he added lunges to his workout routine for better strength.

او برای افزایش قدرت، لانگز را به برنامه تمرینی خود اضافه کرد.

lunges can help improve your balance and stability.

لانگز می‌تواند به بهبود تعادل و ثبات شما کمک کند.

during the class, we learned different types of lunges.

در طول کلاس، ما انواع مختلف لانگز را یاد گرفتیم.

she felt the burn in her legs after doing lunges.

بعد از انجام لانگز، او سوزش را در پاهایش احساس کرد.

adding weights to your lunges can increase the intensity.

اضافه کردن وزنه به لانگز شما می‌تواند شدت را افزایش دهد.

he prefers walking lunges over stationary ones.

او ترجیح می‌دهد لانگز راه رفتنی را به لانگز ثابت انجام دهد.

in yoga, lunges are often used to stretch the hips.

در یوگا، لانگز اغلب برای کشش باسن استفاده می‌شوند.

she incorporates lunges into her training for a marathon.

او لانگز را در تمرینات خود برای ماراتن گنجانده است.

proper form is crucial when performing lunges.

فرم مناسب هنگام انجام لانگز بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید