luxuriance

[ایالات متحده]/lʌɡ'zjuəriəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ثروت; فراوانی; باروری; شکوه.
Word Forms

جملات نمونه

She admired the luxuriance of the tropical rainforest.

او به تجمل و زرق و برق جنگل بارانی استوایی علاقه داشت.

The vineyard displayed a luxuriance of grapevines.

باغ انگور، تجمل و زرق و برق تاکستان‌ها را نشان می‌داد.

The artist captured the luxuriance of the landscape in his painting.

هنرمند توانست تجمل و زرق و برق منظره را در نقاشی خود به تصویر بکشد.

The luxuriance of the palace's interior decoration impressed the visitors.

تجمل و زرق و برق دکوراسیون داخلی کاخ بر بازدیدکنندگان تأثیر گذاشت.

The luxuriance of the banquet spread before them was truly impressive.

تجمل و زرق و برق سفره‌ای که در مقابل آن‌ها گسترده شده بود، واقعاً چشمگیر بود.

The luxuriance of her hair cascaded down her back.

تجمل و زرق و برق موهایش در امتداد پشتش جاری شد.

The luxuriance of the fabric made the dress look very elegant.

تجمل و زرق و برق پارچه باعث شد لباس بسیار شیک به نظر برسد.

The luxuriance of the forest canopy provided shade from the sun.

تجمل و زرق و برق سقف جنگل سایه‌ای از نور خورشید فراهم کرد.

The luxuriance of the harvest was a result of favorable weather conditions.

تجمل و زرق و برق برداشت محصول نتیجه شرایط آب و هوایی مساعد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید