meager

[ایالات متحده]/ˈmiːɡə/
[بریتانیا]/ˈmiːɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمبود در مقدار یا کیفیت؛ نازک یا لاغر
n. مقدار ناکافی

عبارات و ترکیب‌ها

meager income

درآمد کم

meager resources

منابع محدود

meager meal

وعده غذایی کم

meager salary

حقوق کم

meager support

حمایت کم

meager results

نتایج کم

meager prospects

چشم اندازهای محدود

meager benefits

مزایای کم

meager offerings

پیشنهادات کم

meager performance

عملکرد کم

جملات نمونه

his salary was meager, barely enough to cover his expenses.

حقوقش ناچیز بود، به سختی توان پرداخت هزینه‌هایش را داشت.

they offered meager support for the project, which hindered its progress.

آنها حمایت اندکی برای پروژه ارائه کردند که باعث پیشرفت آن شد.

the meager harvest left many families struggling to survive.

عملکرد ضعیف برداشت، باعث شد بسیاری از خانواده‌ها برای زنده ماندن دست و پا چابکی کنند.

despite his meager resources, he managed to achieve great things.

با وجود منابع اندک او، توانست کارهای بزرگی انجام دهد.

she received a meager amount of food at the shelter.

او مقدار کمی غذا در پناهگاه دریافت کرد.

the meager results of the experiment were disappointing.

نتایج ناچیز آزمایش ناراحت کننده بود.

his meager attempts at humor fell flat.

تلاش‌های کم او برای شوخی بی‌اثر بود.

they lived on a meager budget, struggling to make ends meet.

آنها با بودجه‌ای کم زندگی می‌کردند و برای تامین معاش خود تلاش می‌کردند.

the meager details in the report raised more questions than answers.

جزئیات کم در گزارش، سوالات بیشتری را نسبت به پاسخ ایجاد کرد.

with only a meager amount of time left, they had to hurry.

با توجه به زمان کم باقی مانده، آنها باید عجله کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید