maggoty

[ایالات متحده]/ˈmæɡ.ə.ti/
[بریتانیا]/ˈmæɡ.ə.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کرم‌زده; دیوانه یا خیالی

عبارات و ترکیب‌ها

maggoty food

غذای آلوده به مگس

maggoty smell

بوی آلوده به مگس

maggoty meat

گوشت آلوده به مگس

maggoty leftovers

غذاهای باقی‌مانده آلوده به مگس

maggoty fruit

میوه آلوده به مگس

maggoty cheese

پنیر آلوده به مگس

maggoty bread

نان آلوده به مگس

maggoty garbage

زباله آلوده به مگس

maggoty compost

کمپوست آلوده به مگس

maggoty carcass

جسد آلوده به مگس

جملات نمونه

the maggoty smell of the decaying food filled the room.

بوی عفن آور غذاهای در حال پوسیدگی اتاق را پر کرد.

he discovered maggoty meat in the back of the fridge.

او گوشت آلوده به مگس در پشت یخچال کشف کرد.

the old compost pile was teeming with maggoty larvae.

توده کمپوست قدیمی مملو از لاروهای آلوده به مگس بود.

she couldn't eat the fish because it looked maggoty.

او نمی‌توانست ماهی را بخورد زیرا آلوده به مگس به نظر می‌رسید.

the abandoned house had a maggoty infestation.

خانه متروکه دچار آلودگی شدید به مگس شده بود.

after weeks of neglect, the leftovers became maggoty.

پس از هفته‌ها بی‌توجهی، غذای باقی‌مانده آلوده به مگس شد.

the farmer was upset to find maggoty apples in the orchard.

کشاورز از یافتن سیب‌های آلوده به مگس در باغ ناراحت بود.

the documentary highlighted the maggoty conditions in the factory.

مستند شرایط آلوده به مگس در کارخانه را برجسته کرد.

he recoiled at the sight of the maggoty bread.

او با دیدن نان آلوده به مگس به عقب پرید.

the trash bin was overflowing with maggoty refuse.

سطل زباله مملو از زباله‌های آلوده به مگس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید