maladaptation

[ایالات متحده]/ˌmælədæpˈteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmælədæpˈteɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم توانایی در سازگاری با یک محیط یا وضعیت جدید

عبارات و ترکیب‌ها

maladaptation issues

مشکلات ناکيفی

maladaptation symptoms

علائم ناکيفی

maladaptation strategies

استراتژی‌های ناکيفی

maladaptation factors

عوامل ناکيفی

maladaptation effects

اثرات ناکيفی

maladaptation behaviors

رفتارهای ناکيفی

maladaptation patterns

الگوهای ناکيفی

maladaptation risks

خطرات ناکيفی

maladaptation responses

واکنش‌های ناکيفی

maladaptation traits

ویژگی‌های ناکيفی

جملات نمونه

maladaptation can lead to various psychological issues.

بحران سازي می‌تواند منجر به مشکلات روانشناختی مختلف شود.

environmental changes often result in maladaptation among species.

تغییرات محیطی اغلب منجر به ناسازگاری در میان گونه‌ها می‌شود.

social maladaptation can affect one's relationships.

ناسازگاری اجتماعی می‌تواند بر روابط فرد تأثیر بگذارد.

maladaptation may occur due to a lack of resources.

ممکن است ناسازگاری به دلیل فقدان منابع رخ دهد.

the study focused on the effects of maladaptation in urban areas.

این مطالعه بر روی اثرات ناسازگاری در مناطق شهری متمرکز بود.

children may experience maladaptation when changing schools.

کودکان ممکن است هنگام تغییر مدرسه دچار ناسازگاری شوند.

maladaptation can hinder personal development and growth.

ناسازگاری می‌تواند پیشرفت و رشد شخصی را مختل کند.

addressing maladaptation is crucial for mental health.

رسیدگی به ناسازگاری برای سلامت روان بسیار مهم است.

maladaptation in behavior can be a sign of deeper issues.

ناسازگاری در رفتار می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر باشد.

therapy can help individuals overcome maladaptation.

درمان می‌تواند به افراد کمک کند تا بر ناسازگاری غلبه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید