maledictions

[ایالات متحده]/ˌmælɪˈdɪkʃənz/
[بریتانیا]/ˌmælɪˈdɪkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نفرین‌ها یا تهمت‌ها؛ کلمات بد یا توهین‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

curses and maledictions

نفرین‌ها و لعنت‌ها

maledictions of fate

لعنتهای سرنوشت

dark maledictions

لعنتهای تاریک

maledictions unleashed

لعنتهای رها شده

ancient maledictions

لعنتهای باستانی

maledictions whispered

لعنتهایی که زمزمه شدند

maledictions spoken

لعنتهایی که گفته شدند

maledictions cast

لعنتهایی که اعمال شدند

maledictions of love

لعنتهای عشق

maledictions arise

لعنتها ظهور می‌کنند

جملات نمونه

his maledictions echoed in the empty hall.

نفرت‌های او در تالار خالی طنین‌انداز شد.

she cast maledictions upon her enemies.

او نفرت‌ها را بر دشمنان خود جاری کرد.

the ancient scroll contained many maledictions.

نسخه خطی باستانی حاوی نفرت‌های بسیاری بود.

he believed that maledictions could bring bad luck.

او معتقد بود که نفرت‌ها می‌توانند بدشانسی بیاورند.

in folklore, maledictions were often used by witches.

در فولکلور، نفرت‌ها اغلب توسط جادوگران استفاده می‌شدند.

the villagers feared the maledictions of the sorcerer.

روستاییان از نفرت‌های ساحر می‌ترسیدند.

he broke the curse after reciting the maledictions.

او پس از خواندن نفرت‌ها، طلسم را شکست.

maledictions can be powerful tools in storytelling.

نفرت‌ها می‌توانند ابزاری قدرتمند در داستان‌سرایی باشند.

she wrote down her maledictions in a journal.

او نفرت‌های خود را در یک دفترچه یادداشت کرد.

the priest warned against using maledictions lightly.

کشیش هشدار داد که نباید از نفرت‌ها به راحتی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید