blessings

[ایالات متحده]/ˈblɛsɪŋz/
[بریتانیا]/ˈblɛsɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که مفید هستند یا خوشحالی به ارمغان می‌آورند؛ لطف‌های خدا

عبارات و ترکیب‌ها

blessings in disguise

نعمتی در لباس نقاب

count your blessings

شکرگزار باشید

blessings upon you

برکت بر شما

ask for blessings

درخواست برکت

blessings abound

برکت فراوان است

receive god's blessings

دریافت برکات الهی

جملات نمونه

count your blessings every day.

هر روز شکرگزار باشید.

she received many blessings on her birthday.

او بسیاری از برکات را در روز تولدش دریافت کرد.

his blessings came in the form of good health.

برکات او به شکل سلامتی خوب بود.

they shared their blessings with those in need.

آنها برکات خود را با کسانی که نیازمند بودند به اشتراک گذاشتند.

finding joy in small blessings can improve your mood.

پیدا کردن شادی در برکات کوچک می تواند حال شما را بهتر کند.

her blessings were a reminder of her family's love.

برکات او یادآور عشق خانواده اش بود.

may your life be filled with blessings and happiness.

امیدوارم زندگی شما با برکت و خوشبختی پر شود.

they counted their blessings during the holiday season.

آنها در طول تعطیلات شکرگزار بودند.

her blessings were evident in her positive attitude.

برکات او در نگرش مثبتش آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید