blasphemy

[ایالات متحده]/ˈblæsfəmi/
[بریتانیا]/ˈblæsfəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار یا سخن بی‌احترامی نسبت به خدا، کلمات یا اقدام‌های بی‌احترامی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

committing blasphemy

توهین به مقدسات

utter blasphemy

توهین آشکار به مقدسات

act of blasphemy

اقدام توهین‌آمیز به مقدسات

جملات نمونه

You have just heard his blasphemy!

شما به تازگی سخنان بی‌احترامی‌آمیز او را شنیده‌اید!

His writings were branded as obscene and a blasphemy against God.

نوشتجات او به عنوان غنایمگی و بی‌احترامی به خدا شناخته شدند.

accuse someone of blasphemy

کسی را به خاطر بی‌احترامی به دین متهم کردن

blasphemy in the media

بی‌احترامی به دین در رسانه

blasphemy is considered a serious offense

بی‌احترامی به دین به عنوان یک جرم جدی در نظر گرفته می‌شود

نمونه‌های واقعی

Pakistan has never executed anyone for blasphemy.

پاکستان هرگز کسی را به اتهام توهین به دین اعدام نکرده است.

منبع: BBC Listening Collection July 2015

The change expands an existing blasphemy law.

این تغییر، یک قانون توهین به دین موجود را گسترش می‌دهد.

منبع: VOA Special December 2022 Collection

Some people said it was blasphemy. Some people said I was living dangerously.

برخی افراد گفتند این توهین است. برخی افراد گفتند من خطرناک زندگی می‌کنم.

منبع: Gourmet Base

Charles burst out into blasphemies: " I hate your God" !

چارلز با ناسزاها فریاد زد: "من خدایت را دوست ندارم!"

منبع: Madame Bovary (Part Two)

On the same day voters also opted to repeal Ireland's long-standing constitutional ban on blasphemy.

در همان روز، رای‌دهندگان همچنین به لغو ممنوعیت قانون اساسی طولانی مدت ایرلند در مورد توهین به دین رأی دادند.

منبع: The Economist (Summary)

Sevan Nisanyan had escaped from a Turkish prison where he was jailed on charges including blasphemy.

سوان نیازانیان از یک زندان ترکیه ای فرار کرد، جایی که به اتهام هایی از جمله توهین به دین به زندان افتاده بود.

منبع: BBC Listening Collection January 2022

Vashti stood irresolute. All her nerves were tingling with his blasphemies. But she was also inquisitive.

واشتی مصمم نبود. تمام اعصابش از توهین های او مورمور می کرد. اما او همچنین کنجکاو بود.

منبع: The machine has stopped operating.

Two men were hanging today in Iran for blasphemy amid a surge of executions after anti-government protests.

امروز دو مرد به اتهام توهین به دین در ایران به دار آویخته شدند، در میان افزایش اعدام ها پس از اعتراضات ضد دولتی.

منبع: PBS English News

And this is one of a number of high-profile blasphemy cases that have been going on in Pakistan.

و این یکی از موارد توهین به دین با اهمیت است که در پاکستان در حال انجام است.

منبع: BBC Listening December 2019 Collection

Mr.Qadri shot the governor of Punjab province because he backed the liberalization of Pakistan's strict blasphemy law.

آقای قادری فرماندار ایالت پنجاب را به ضرب گلوله کشت، زیرا از اصلاح قانون سختگیرانه توهین به دین پاکستان حمایت می کرد.

منبع: BBC Listening March 2016 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید