malnourishments

[ایالات متحده]/mælˈnʌrɪʃmənts/
[بریتانیا]/mælˈnɜrɪʃmənts/

ترجمه

n. وضعیت یا حالت ناکافی بودن تغذیه؛ کمبود تغذیه کافی

عبارات و ترکیب‌ها

severe malnourishment

گرسنگی شدید

child malnourishment

گرسنگی کودکان

malnourishment rates

نرخ گرسنگی

malnourishment among

گرسنگی در میان

combat malnourishment

مقابله با گرسنگی

prevent malnourishment

جلوگیری از گرسنگی

malnourishment crisis

زمینه گرسنگی

malnourishment issues

مسائل گرسنگی

global malnourishment

گرسنگی جهانی

malnourishment problem

مشکل گرسنگی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید