undernutrition

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈnjuːtrɪʃən/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈnuːtrɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود در تغذیه؛ مصرف ناکافی مواد مغذی

عبارات و ترکیب‌ها

undernutrition risk

خطر سوءتغذیه

undernutrition prevention

جلوگیری از سوءتغذیه

undernutrition effects

اثرات سوءتغذیه

undernutrition causes

علت های سوءتغذیه

undernutrition treatment

درمان سوءتغذیه

undernutrition status

وضعیت سوءتغذیه

undernutrition assessment

ارزیابی سوءتغذیه

undernutrition intervention

مداخله در سوءتغذیه

undernutrition solutions

راه حل های سوءتغذیه

undernutrition awareness

آگاهی از سوءتغذیه

جملات نمونه

undernutrition can lead to serious health problems.

کم‌غذایی می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

many children in developing countries suffer from undernutrition.

بسیاری از کودکان در کشورهای در حال توسعه از کم‌غذایی رنج می‌برند.

addressing undernutrition is crucial for improving public health.

رسیدگی به کم‌غذایی برای بهبود سلامت عمومی بسیار مهم است.

undernutrition affects cognitive development in children.

کم‌غذایی بر رشد شناختی کودکان تأثیر می‌گذارد.

efforts to combat undernutrition require community involvement.

تلاش برای مقابله با کم‌غذایی نیاز به مشارکت جامعه دارد.

undernutrition can weaken the immune system.

کم‌غذایی می‌تواند سیستم ایمنی را تضعیف کند.

government policies must address the issue of undernutrition.

سیاست‌های دولتی باید به مسئله کم‌غذایی رسیدگی کنند.

education on nutrition can help prevent undernutrition.

آموزش تغذیه می‌تواند به پیشگیری از کم‌غذایی کمک کند.

undernutrition is often linked to poverty and food insecurity.

کم‌غذایی اغلب با فقر و ناامنی غذایی مرتبط است.

research shows a direct correlation between undernutrition and stunted growth.

تحقیقات نشان می‌دهد که بین کم‌غذایی و کوتاه‌قد بودن ارتباط مستقیم وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید