maneuvering

[ایالات متحده]/məˈnuːvərɪŋ/
[بریتانیا]/məˈnuːvərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حرکت دادن یا دستکاری کردن با مهارت؛ استفاده از استراتژی‌ها برای دستیابی به یک هدف

عبارات و ترکیب‌ها

strategic maneuvering

مانور استراتژیک

careful maneuvering

مانور مراقبتی

skillful maneuvering

مانور ماهرانه

tactical maneuvering

مانور تاکتیکی

agile maneuvering

مانور چابک

precise maneuvering

مانور دقیق

effective maneuvering

مانور مؤثر

delicate maneuvering

مانور ظریف

navigational maneuvering

مانور ناوبری

coordinated maneuvering

مانور هماهنگ

جملات نمونه

he was maneuvering through the crowded streets.

او در حال مانور دادن در خیابان‌های شلوغ بود.

the team is maneuvering their strategy for the upcoming match.

تیم در حال مانور دادن روی استراتژی خود برای مسابقه آینده است.

she is skilled at maneuvering difficult conversations.

او در انجام مانور دادن در گفتگوهای دشوار مهارت دارد.

the driver was maneuvering the car expertly in tight spaces.

راننده به طور ماهرانه در فضاهای تنگ با ماشین مانور می‌داد.

they are maneuvering to gain a competitive advantage.

آنها در حال مانور دادن برای به دست آوردن مزیت رقابتی هستند.

maneuvering the boat through the narrow channel was challenging.

مانور دادن با قایق در کانال باریک چالش‌برانگیز بود.

he was maneuvering his way up the corporate ladder.

او در حال مانور دادن برای بالا رفتن از نردبان شرکتی بود.

the politician is maneuvering to secure more support.

آن سیاستمدار در حال مانور دادن برای به دست آوردن حمایت بیشتر است.

she is adept at maneuvering through complex regulations.

او در انجام مانور دادن در میان مقررات پیچیده مهارت دارد.

maneuvering around obstacles requires patience and skill.

مانور دادن در اطراف موانع نیاز به صبر و مهارت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید