maneuverings

[ایالات متحده]/məˈnuː.vər.ɪŋz/
[بریتانیا]/məˈnuː.vər.ɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل مانور دادن یا دستکاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

political maneuverings

مانورهای سیاسی

strategic maneuverings

مانورهای استراتژیک

tactical maneuverings

مانورهای تاکتیکی

corporate maneuverings

مانورهای شرکتی

diplomatic maneuverings

مانورهای دیپلماتیک

internal maneuverings

مانورهای داخلی

financial maneuverings

مانورهای مالی

social maneuverings

مانورهای اجتماعی

media maneuverings

مانورهای رسانه ای

جملات نمونه

the politician's maneuverings were often questioned by the media.

دسیسه‌های سیاستمدار اغلب مورد سوال رسانه‌ها قرار می‌گرفت.

his maneuverings in the corporate world helped him climb the ladder quickly.

دسیسه‌های او در دنیای شرکت‌ها به او کمک کرد تا به سرعت رتبه بالاتری کسب کند.

she was skilled in the maneuverings of negotiation.

او در دسیسه‌های مذاکره مهارت داشت.

the military maneuverings were crucial for the success of the operation.

مانورهای نظامی برای موفقیت عملیات حیاتی بودند.

his maneuverings behind the scenes were finally revealed.

دسیسه‌های او پشت صحنه سرانجام فاش شد.

they engaged in political maneuverings to gain an advantage.

آنها برای به دست آوردن برتری به دسیسه‌های سیاسی روی آوردند.

the maneuverings of the rival company were aggressive and strategic.

دسیسه‌های شرکت رقیب تهاجمی و استراتژیک بود.

her maneuverings during the project were both clever and effective.

دسیسه‌های او در طول پروژه هم باهوشانه و هم مؤثر بود.

the chess game was full of tactical maneuverings.

بازی شطرنج پر از مانورهای تاکتیکی بود.

his maneuverings to win the contract were unethical.

دسیسه‌های او برای برنده شدن در قرارداد غیراخلاقی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید