make efforts
تلاش کردن
great efforts
تلاشهای بزرگ
efforts made
تلاشهایی که انجام شده است
best efforts
بهترین تلاشها
sustained efforts
تلاشهای مستمر
initial efforts
تلاشهای اولیه
joint efforts
تلاشهای مشترک
future efforts
تلاشهای آینده
thank efforts
تشکر از تلاشها
the team's efforts resulted in a significant increase in sales.
تلاشهای گروه منجر به افزایش قابل توجه فروش شد.
despite the challenges, she maintained her efforts to complete the project.
با وجود چالشها، او تلاش خود را برای تکمیل پروژه حفظ کرد.
his tireless efforts were recognized with a promotion.
تلاشهای بیوقفه او با ارتقا مورد توجه قرار گرفت.
we appreciate your efforts in organizing the event.
ما از تلاشهای شما در سازماندهی رویداد قدردانی میکنیم.
the company praised the employees' collective efforts.
شرکت از تلاشهای جمعی کارمندان قدردانی کرد.
continued efforts are needed to improve the situation.
برای بهبود وضعیت به تلاشهای مستمر نیاز است.
the student's efforts to study paid off with excellent grades.
تلاشهای دانشجو برای مطالعه با نمرات عالی نتیجه داد.
we must combine our efforts to achieve the common goal.
ما باید تلاشهای خود را برای دستیابی به هدف مشترک ترکیب کنیم.
the success of the project was a testament to their joint efforts.
موفقیت پروژه گوازی بر تلاشهای مشترک آنها بود.
she put a lot of efforts into learning a new language.
او تلاش زیادی برای یادگیری یک زبان جدید انجام داد.
the government's efforts to reduce pollution have been commendable.
تلاشهای دولت برای کاهش آلودگی قابل تحسین بوده است.
their initial efforts focused on market research.
تلاشهای اولیه آنها بر روی تحقیقات بازار متمرکز بود.
make efforts
تلاش کردن
great efforts
تلاشهای بزرگ
efforts made
تلاشهایی که انجام شده است
best efforts
بهترین تلاشها
sustained efforts
تلاشهای مستمر
initial efforts
تلاشهای اولیه
joint efforts
تلاشهای مشترک
future efforts
تلاشهای آینده
thank efforts
تشکر از تلاشها
the team's efforts resulted in a significant increase in sales.
تلاشهای گروه منجر به افزایش قابل توجه فروش شد.
despite the challenges, she maintained her efforts to complete the project.
با وجود چالشها، او تلاش خود را برای تکمیل پروژه حفظ کرد.
his tireless efforts were recognized with a promotion.
تلاشهای بیوقفه او با ارتقا مورد توجه قرار گرفت.
we appreciate your efforts in organizing the event.
ما از تلاشهای شما در سازماندهی رویداد قدردانی میکنیم.
the company praised the employees' collective efforts.
شرکت از تلاشهای جمعی کارمندان قدردانی کرد.
continued efforts are needed to improve the situation.
برای بهبود وضعیت به تلاشهای مستمر نیاز است.
the student's efforts to study paid off with excellent grades.
تلاشهای دانشجو برای مطالعه با نمرات عالی نتیجه داد.
we must combine our efforts to achieve the common goal.
ما باید تلاشهای خود را برای دستیابی به هدف مشترک ترکیب کنیم.
the success of the project was a testament to their joint efforts.
موفقیت پروژه گوازی بر تلاشهای مشترک آنها بود.
she put a lot of efforts into learning a new language.
او تلاش زیادی برای یادگیری یک زبان جدید انجام داد.
the government's efforts to reduce pollution have been commendable.
تلاشهای دولت برای کاهش آلودگی قابل تحسین بوده است.
their initial efforts focused on market research.
تلاشهای اولیه آنها بر روی تحقیقات بازار متمرکز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید