manifesto

[ایالات متحده]/ˌmænɪˈfestəʊ/
[بریتانیا]/ˌmænɪˈfestoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سند عمومی که اعتقادات یا سیاست‌ها را اعلام می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

political manifesto

میثاق سیاسی

communist manifesto

مانیفست کمونیست

جملات نمونه

this manifesto would not pass muster with the voters.

این اعلامیه با رای‌دهندگان سازگار نخواهد بود.

the joint manifesto proclaimed that imperialism would be the coalition's chief objective.

بیانیه مشترک اعلام کرد که امپریالیسم هدف اصلی ائتلاف خواهد بود.

Therefore ringside towel Bao Shou picture gradually many, “I hate you” the manifesto also already blatantly printed on the wrister.

بنابراین، عکس حول رینگ حوله باو شوع به تدریج زیاد شد، «من از شما متنفرم» اعلامیه نیز به وضوح روی مچ دست چاپ شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید