manipulable data
دادههای قابل دستکاری
manipulable variables
متغیرهای قابل دستکاری
manipulable objects
اشیاء قابل دستکاری
manipulable elements
عناصر قابل دستکاری
manipulable content
محتوای قابل دستکاری
manipulable features
ویژگیهای قابل دستکاری
manipulable factors
عوامل قابل دستکاری
manipulable inputs
ورودیهای قابل دستکاری
manipulable assets
داراییهای قابل دستکاری
manipulable parameters
پارامترهای قابل دستکاری
the software is designed to be easily manipulable by users.
نرمافزار به گونهای طراحی شده است که به راحتی توسط کاربران قابل دستکاری باشد.
children are often more manipulable than adults.
کودکان اغلب بیشتر از بزرگسالان قابل دستکاری هستند.
his opinions are manipulable, depending on the situation.
دیدگاههای او قابل دستکاری است، بسته به شرایط.
the data should be manipulable for analysis purposes.
دادهها باید برای اهداف تجزیه و تحلیل قابل دستکاری باشند.
she found the document easily manipulable for her needs.
او متوجه شد که سند به راحتی برای نیازهای او قابل دستکاری است.
in negotiations, some parties can be manipulable.
در مذاکرات، برخی از طرفها قابل دستکاری هستند.
the system is too manipulable, leading to potential abuse.
این سیستم بیش از حد قابل دستکاری است که منجر به سوء استفاده احتمالی میشود.
people with strong personalities are less manipulable.
افرادی با شخصیت قوی کمتر قابل دستکاری هستند.
he realized that his emotions were manipulable by others.
او متوجه شد که احساسات او توسط دیگران قابل دستکاری است.
manipulable variables can skew research results.
متغیرهای قابل دستکاری میتوانند نتایج تحقیقات را مخدوش کنند.
manipulable data
دادههای قابل دستکاری
manipulable variables
متغیرهای قابل دستکاری
manipulable objects
اشیاء قابل دستکاری
manipulable elements
عناصر قابل دستکاری
manipulable content
محتوای قابل دستکاری
manipulable features
ویژگیهای قابل دستکاری
manipulable factors
عوامل قابل دستکاری
manipulable inputs
ورودیهای قابل دستکاری
manipulable assets
داراییهای قابل دستکاری
manipulable parameters
پارامترهای قابل دستکاری
the software is designed to be easily manipulable by users.
نرمافزار به گونهای طراحی شده است که به راحتی توسط کاربران قابل دستکاری باشد.
children are often more manipulable than adults.
کودکان اغلب بیشتر از بزرگسالان قابل دستکاری هستند.
his opinions are manipulable, depending on the situation.
دیدگاههای او قابل دستکاری است، بسته به شرایط.
the data should be manipulable for analysis purposes.
دادهها باید برای اهداف تجزیه و تحلیل قابل دستکاری باشند.
she found the document easily manipulable for her needs.
او متوجه شد که سند به راحتی برای نیازهای او قابل دستکاری است.
in negotiations, some parties can be manipulable.
در مذاکرات، برخی از طرفها قابل دستکاری هستند.
the system is too manipulable, leading to potential abuse.
این سیستم بیش از حد قابل دستکاری است که منجر به سوء استفاده احتمالی میشود.
people with strong personalities are less manipulable.
افرادی با شخصیت قوی کمتر قابل دستکاری هستند.
he realized that his emotions were manipulable by others.
او متوجه شد که احساسات او توسط دیگران قابل دستکاری است.
manipulable variables can skew research results.
متغیرهای قابل دستکاری میتوانند نتایج تحقیقات را مخدوش کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید