impervious to criticism
غیرقابل نفوذ به انتقاد
impervious to pain
غیرقابل نفوذ به درد
impervious to emotions
غیرقابل نفوذ به احساسات
impervious to cold
غیرقابل نفوذ به سرما
impervious to heat
غیرقابل نفوذ به گرما
impervious core
هستهی غیرقابل نفوذ
impervious material
جنس غیرقابل نفوذ
a material impervious to water.
موادی که در برابر آب نفوذ ناپذیر است.
an impervious layer of basaltic clay.
یک لایه غیرقابل نفوذ از خاک رس بازلتیک
impervious to gases and liquids
در برابر گازها و مایعات نفوذ ناپذیر
impervious to (all) reason
در برابر (هر) دلیل نفوذ ناپذیر
He was completely impervious to criticism.
او کاملاً در برابر انتقاد مصون بود.
he worked, apparently impervious to the heat.
او کار میکرد، ظاهراً نسبت به گرما بیتفاوت بود.
Rubber boots are impervious to water.
کفشهای لاستیکی در برابر آب نفوذ ناپذیر هستند.
This material is impervious to gases and liquids.
این ماده در برابر گازها و مایعات نفوذ ناپذیر است.
She was impervious to his charms.
او در برابر جذابیتهای او مصون بود.
He remained impervious to all Nell’s sulks and blandishments.
او در برابر اخمها و چاپندگیهای نل مصون ماند.
But he was impervious to the veiled criticism.
اما او در برابر انتقادهای پنهان مصون بود.
منبع: 7. Harry Potter and the Deathly HallowsThat's impossible. Rhino's Horn Defence is impervious to any technique.
این غیرممکن است. سپر دفاع کرگدن در برابر هر تکنیکی مصون است.
منبع: Kung Fu Panda 2Zombies, knowing there is no future for them anyway, are impervious to this threat.
زامبیها، با علم به اینکه اصلا آیندهای برایشان وجود ندارد، در برابر این تهدید مصون هستند.
منبع: The Economist - ComprehensiveLizards were, and are, largely impervious to the bacteria in rotting carcasses.
مارها بودند و هستند، و تا حد زیادی در برابر باکتریهای موجود در اجساد در حال پوسیدگی مصون هستند.
منبع: A Brief History of EverythingThese words indicated that the commander pursued a policy impervious to arguments.
این کلمات نشان میدادند که فرمانده سیاستی را دنبال میکند که در برابر استدلالها مصون است.
منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)Since my watch is impervious to water, I wear it while I swim.
از آنجایی که ساعت من در برابر آب مصون است، هنگام شنا کردن آن را میپوشم.
منبع: IELTS Vocabulary: Category RecognitionSubmerged forests may be impervious to fires, but they remain vulnerable to other sorts of disasters.
جنگلهای غوطهور در آب ممکن است در برابر آتش مصون باشند، اما همچنان در برابر سایر انواع فاجعه آسیبپذیر هستند.
منبع: The Economist (Summary)That argument only applies if these notional immortals are also invincible, and therefore impervious to accident.
این استدلال فقط در صورتی کاربرد دارد که این نامرگان فرضی نیز شکستناپذیر باشند و در نتیجه در برابر تصادف مصون باشند.
منبع: The Economist - ArtsShe looked at his face as he came up the steps, that dark nonchalant face, so impervious, so blank.
او به چهرهاش نگاه کرد وقتی از پلهها بالا میآمد، آن چهرهی بیخیال و تیره، آنقدر مصون، آنقدر خالی.
منبع: Gone with the WindThe real news is death itself, which comes for everyone, immortal or impervious as some may seem.
خبر واقعی مرگ است که برای همه میآید، جاودانه یا مصون، هر چقدر که برخی به نظر میرسند.
منبع: The Economist (Summary)impervious to criticism
غیرقابل نفوذ به انتقاد
impervious to pain
غیرقابل نفوذ به درد
impervious to emotions
غیرقابل نفوذ به احساسات
impervious to cold
غیرقابل نفوذ به سرما
impervious to heat
غیرقابل نفوذ به گرما
impervious core
هستهی غیرقابل نفوذ
impervious material
جنس غیرقابل نفوذ
a material impervious to water.
موادی که در برابر آب نفوذ ناپذیر است.
an impervious layer of basaltic clay.
یک لایه غیرقابل نفوذ از خاک رس بازلتیک
impervious to gases and liquids
در برابر گازها و مایعات نفوذ ناپذیر
impervious to (all) reason
در برابر (هر) دلیل نفوذ ناپذیر
He was completely impervious to criticism.
او کاملاً در برابر انتقاد مصون بود.
he worked, apparently impervious to the heat.
او کار میکرد، ظاهراً نسبت به گرما بیتفاوت بود.
Rubber boots are impervious to water.
کفشهای لاستیکی در برابر آب نفوذ ناپذیر هستند.
This material is impervious to gases and liquids.
این ماده در برابر گازها و مایعات نفوذ ناپذیر است.
She was impervious to his charms.
او در برابر جذابیتهای او مصون بود.
He remained impervious to all Nell’s sulks and blandishments.
او در برابر اخمها و چاپندگیهای نل مصون ماند.
But he was impervious to the veiled criticism.
اما او در برابر انتقادهای پنهان مصون بود.
منبع: 7. Harry Potter and the Deathly HallowsThat's impossible. Rhino's Horn Defence is impervious to any technique.
این غیرممکن است. سپر دفاع کرگدن در برابر هر تکنیکی مصون است.
منبع: Kung Fu Panda 2Zombies, knowing there is no future for them anyway, are impervious to this threat.
زامبیها، با علم به اینکه اصلا آیندهای برایشان وجود ندارد، در برابر این تهدید مصون هستند.
منبع: The Economist - ComprehensiveLizards were, and are, largely impervious to the bacteria in rotting carcasses.
مارها بودند و هستند، و تا حد زیادی در برابر باکتریهای موجود در اجساد در حال پوسیدگی مصون هستند.
منبع: A Brief History of EverythingThese words indicated that the commander pursued a policy impervious to arguments.
این کلمات نشان میدادند که فرمانده سیاستی را دنبال میکند که در برابر استدلالها مصون است.
منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)Since my watch is impervious to water, I wear it while I swim.
از آنجایی که ساعت من در برابر آب مصون است، هنگام شنا کردن آن را میپوشم.
منبع: IELTS Vocabulary: Category RecognitionSubmerged forests may be impervious to fires, but they remain vulnerable to other sorts of disasters.
جنگلهای غوطهور در آب ممکن است در برابر آتش مصون باشند، اما همچنان در برابر سایر انواع فاجعه آسیبپذیر هستند.
منبع: The Economist (Summary)That argument only applies if these notional immortals are also invincible, and therefore impervious to accident.
این استدلال فقط در صورتی کاربرد دارد که این نامرگان فرضی نیز شکستناپذیر باشند و در نتیجه در برابر تصادف مصون باشند.
منبع: The Economist - ArtsShe looked at his face as he came up the steps, that dark nonchalant face, so impervious, so blank.
او به چهرهاش نگاه کرد وقتی از پلهها بالا میآمد، آن چهرهی بیخیال و تیره، آنقدر مصون، آنقدر خالی.
منبع: Gone with the WindThe real news is death itself, which comes for everyone, immortal or impervious as some may seem.
خبر واقعی مرگ است که برای همه میآید، جاودانه یا مصون، هر چقدر که برخی به نظر میرسند.
منبع: The Economist (Summary)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید