impervious

[ایالات متحده]/ɪmˈpɜːviəs/
[بریتانیا]/ɪmˈpɜːrviəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نفوذ ناپذیر، بی تفاوت

عبارات و ترکیب‌ها

impervious to criticism

غیرقابل نفوذ به انتقاد

impervious to pain

غیرقابل نفوذ به درد

impervious to emotions

غیرقابل نفوذ به احساسات

impervious to cold

غیرقابل نفوذ به سرما

impervious to heat

غیرقابل نفوذ به گرما

impervious core

هسته‌ی غیرقابل نفوذ

impervious material

جنس غیرقابل نفوذ

جملات نمونه

a material impervious to water.

موادی که در برابر آب نفوذ ناپذیر است.

an impervious layer of basaltic clay.

یک لایه غیرقابل نفوذ از خاک رس بازلتیک

impervious to gases and liquids

در برابر گازها و مایعات نفوذ ناپذیر

impervious to (all) reason

در برابر (هر) دلیل نفوذ ناپذیر

He was completely impervious to criticism.

او کاملاً در برابر انتقاد مصون بود.

he worked, apparently impervious to the heat.

او کار می‌کرد، ظاهراً نسبت به گرما بی‌تفاوت بود.

Rubber boots are impervious to water.

کفش‌های لاستیکی در برابر آب نفوذ ناپذیر هستند.

This material is impervious to gases and liquids.

این ماده در برابر گازها و مایعات نفوذ ناپذیر است.

She was impervious to his charms.

او در برابر جذابیت‌های او مصون بود.

He remained impervious to all Nell’s sulks and blandishments.

او در برابر اخم‌ها و چاپندگی‌های نل مصون ماند.

نمونه‌های واقعی

But he was impervious to the veiled criticism.

اما او در برابر انتقادهای پنهان مصون بود.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

That's impossible. Rhino's Horn Defence is impervious to any technique.

این غیرممکن است. سپر دفاع کرگدن در برابر هر تکنیکی مصون است.

منبع: Kung Fu Panda 2

Zombies, knowing there is no future for them anyway, are impervious to this threat.

زامبی‌ها، با علم به اینکه اصلا آینده‌ای برایشان وجود ندارد، در برابر این تهدید مصون هستند.

منبع: The Economist - Comprehensive

Lizards were, and are, largely impervious to the bacteria in rotting carcasses.

مارها بودند و هستند، و تا حد زیادی در برابر باکتری‌های موجود در اجساد در حال پوسیدگی مصون هستند.

منبع: A Brief History of Everything

These words indicated that the commander pursued a policy impervious to arguments.

این کلمات نشان می‌دادند که فرمانده سیاستی را دنبال می‌کند که در برابر استدلال‌ها مصون است.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Since my watch is impervious to water, I wear it while I swim.

از آنجایی که ساعت من در برابر آب مصون است، هنگام شنا کردن آن را می‌پوشم.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Submerged forests may be impervious to fires, but they remain vulnerable to other sorts of disasters.

جنگل‌های غوطه‌ور در آب ممکن است در برابر آتش مصون باشند، اما همچنان در برابر سایر انواع فاجعه آسیب‌پذیر هستند.

منبع: The Economist (Summary)

That argument only applies if these notional immortals are also invincible, and therefore impervious to accident.

این استدلال فقط در صورتی کاربرد دارد که این نامرگان فرضی نیز شکست‌ناپذیر باشند و در نتیجه در برابر تصادف مصون باشند.

منبع: The Economist - Arts

She looked at his face as he came up the steps, that dark nonchalant face, so impervious, so blank.

او به چهره‌اش نگاه کرد وقتی از پله‌ها بالا می‌آمد، آن چهره‌ی بی‌خیال و تیره، آنقدر مصون، آنقدر خالی.

منبع: Gone with the Wind

The real news is death itself, which comes for everyone, immortal or impervious as some may seem.

خبر واقعی مرگ است که برای همه می‌آید، جاودانه یا مصون، هر چقدر که برخی به نظر می‌رسند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید