mannered

[ایالات متحده]/'mænəd/
[بریتانیا]/'mænɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحت تأثیر یا مصنوعی در روش، گفتار یا نوشتار.

عبارات و ترکیب‌ها

well-mannered

متمدن

جملات نمونه

inane dialogue and mannered acting.

دیالوگ‌های بی‌معنا و بازیگری اغراق‌آمیز

a mannered style of writing

سبک نگارش متکبرانه

a mannered way of speaking

نحوه سخن گفتن متکبرانه

a very well mannered and pleasing young man

یک جوان بسیار با ادب و خوشایند

rock's foremost poet and ill-mannered grouch.

شاعر برجسته راک و بداخلق بد اخلاق.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید