mannerly conduct
رفتار مؤدبانه
mannerly behavior
رفتار مؤدبانه
mannerly way
روش مؤدبانه
mannerly child
کودک مؤدب
mannerly society
جامعه مؤدب
mannerly approach
رویکرد مؤدبانه
mannerly conversation
گفتگوی مؤدبانه
mannerly guest
مهمان مؤدب
mannerly response
پاسخ مؤدبانه
mannerly appearance
ظاهر مؤدبانه
he always behaves in a mannerly way at the dinner table.
او همیشه در هنگام صرف غذا با رفتاری مؤدبانه رفتار میکند.
it's important to speak mannerly in professional settings.
در محیطهای حرفهای صحبت کردن مؤدبانه مهم است.
she was praised for her mannerly conduct during the event.
او به خاطر رفتار مؤدبانهاش در طول رویداد مورد تحسین قرار گرفت.
children should be taught to act mannerly towards others.
باید به کودکان آموزش داد که با احترام با دیگران رفتار کنند.
he greeted everyone in a mannerly fashion.
او با رفتاری مؤدبانه با همه خوش و بشو کرد.
it's not just about being polite; it's about being mannerly.
فقط در مورد مؤدب بودن نیست؛ در مورد رفتار مؤدبانه است.
she always dresses mannerly when attending formal events.
او همیشه در هنگام شرکت در رویدادهای رسمی با وقار لباس میپوشد.
he spoke mannerly, which impressed everyone in the room.
او با رفتاری مؤدبانه صحبت کرد که همه را در اتاق تحت تأثیر قرار داد.
being mannerly can help build strong relationships.
رفتار مؤدبانه میتواند به ایجاد روابط قوی کمک کند.
she always thanks people in a mannerly manner.
او همیشه با رفتاری مؤدبانه از مردم تشکر میکند.
mannerly conduct
رفتار مؤدبانه
mannerly behavior
رفتار مؤدبانه
mannerly way
روش مؤدبانه
mannerly child
کودک مؤدب
mannerly society
جامعه مؤدب
mannerly approach
رویکرد مؤدبانه
mannerly conversation
گفتگوی مؤدبانه
mannerly guest
مهمان مؤدب
mannerly response
پاسخ مؤدبانه
mannerly appearance
ظاهر مؤدبانه
he always behaves in a mannerly way at the dinner table.
او همیشه در هنگام صرف غذا با رفتاری مؤدبانه رفتار میکند.
it's important to speak mannerly in professional settings.
در محیطهای حرفهای صحبت کردن مؤدبانه مهم است.
she was praised for her mannerly conduct during the event.
او به خاطر رفتار مؤدبانهاش در طول رویداد مورد تحسین قرار گرفت.
children should be taught to act mannerly towards others.
باید به کودکان آموزش داد که با احترام با دیگران رفتار کنند.
he greeted everyone in a mannerly fashion.
او با رفتاری مؤدبانه با همه خوش و بشو کرد.
it's not just about being polite; it's about being mannerly.
فقط در مورد مؤدب بودن نیست؛ در مورد رفتار مؤدبانه است.
she always dresses mannerly when attending formal events.
او همیشه در هنگام شرکت در رویدادهای رسمی با وقار لباس میپوشد.
he spoke mannerly, which impressed everyone in the room.
او با رفتاری مؤدبانه صحبت کرد که همه را در اتاق تحت تأثیر قرار داد.
being mannerly can help build strong relationships.
رفتار مؤدبانه میتواند به ایجاد روابط قوی کمک کند.
she always thanks people in a mannerly manner.
او همیشه با رفتاری مؤدبانه از مردم تشکر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید