mantled in snow
پوشیده شده در برف
mantled with silence
پوشیده شده با سکوت
mantled landscape
منظره پوشیده شده
mantled the room
اتاق را پوشاند
mantled with mist
پوشیده شده با مه
mantled expression
حالت پوشیده شده
mantled shoulders
شانههای پوشیده شده
mantled hills
تپههای پوشیده شده
mantled face
چهره پوشیده شده
the mountain was mantled with a thick layer of snow.
کوه با یک لایه ضخیم برف پوشیده شده بود.
she mantled her shoulders in a soft, woolen shawl.
او شانههایش را با یک شال نرم و پشمی پوشاند.
the statue was mantled in gold leaf, shimmering in the light.
مجسمه با برگهای طلایی پوشیده شده بود و در نور میدرخشید.
a sense of shame mantled her face as she realized her mistake.
حس شرم باعث شد صورتیاش سرخ شود وقتی متوجه اشتباهش شد.
the child’s cheeks were mantled with rosy color after playing outside.
گونههای کودک پس از بازی بیرون از خانه با رنگ سرخ پوشیده شده بود.
the room was mantled in a warm, inviting glow from the fireplace.
اتاق با درخشش گرم و دلپذیر از شومینه پوشیده شده بود.
the building was mantled in ivy, creating a picturesque scene.
ساختمان با پیچک پوشیده شده بود و صحنهای زیبا ایجاد کرده بود.
the forest floor was mantled with fallen leaves in autumn.
کف جنگل با برگهای ریخته شده در پاییز پوشیده شده بود.
he mantled the cake with rich, decadent chocolate frosting.
او کیک را با خمیر شکلات غنی و خوشمزه پوشاند.
the landscape was mantled in a blanket of fog.
منظره با یک پوشش از مه پوشیده شده بود.
the old house was mantled with history and stories.
خانه قدیمی با تاریخ و داستانها پوشیده شده بود.
mantled in snow
پوشیده شده در برف
mantled with silence
پوشیده شده با سکوت
mantled landscape
منظره پوشیده شده
mantled the room
اتاق را پوشاند
mantled with mist
پوشیده شده با مه
mantled expression
حالت پوشیده شده
mantled shoulders
شانههای پوشیده شده
mantled hills
تپههای پوشیده شده
mantled face
چهره پوشیده شده
the mountain was mantled with a thick layer of snow.
کوه با یک لایه ضخیم برف پوشیده شده بود.
she mantled her shoulders in a soft, woolen shawl.
او شانههایش را با یک شال نرم و پشمی پوشاند.
the statue was mantled in gold leaf, shimmering in the light.
مجسمه با برگهای طلایی پوشیده شده بود و در نور میدرخشید.
a sense of shame mantled her face as she realized her mistake.
حس شرم باعث شد صورتیاش سرخ شود وقتی متوجه اشتباهش شد.
the child’s cheeks were mantled with rosy color after playing outside.
گونههای کودک پس از بازی بیرون از خانه با رنگ سرخ پوشیده شده بود.
the room was mantled in a warm, inviting glow from the fireplace.
اتاق با درخشش گرم و دلپذیر از شومینه پوشیده شده بود.
the building was mantled in ivy, creating a picturesque scene.
ساختمان با پیچک پوشیده شده بود و صحنهای زیبا ایجاد کرده بود.
the forest floor was mantled with fallen leaves in autumn.
کف جنگل با برگهای ریخته شده در پاییز پوشیده شده بود.
he mantled the cake with rich, decadent chocolate frosting.
او کیک را با خمیر شکلات غنی و خوشمزه پوشاند.
the landscape was mantled in a blanket of fog.
منظره با یک پوشش از مه پوشیده شده بود.
the old house was mantled with history and stories.
خانه قدیمی با تاریخ و داستانها پوشیده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید