marched

[ایالات متحده]/mɑːtʃt/
[بریتانیا]/mɑrtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور پیوسته جلو رفتن (زمان گذشته march)؛ به پیشرفت نظامی؛ پیشرفت کردن؛ رژه رفتن یا اعتراض کردن

عبارات و ترکیب‌ها

marched forward

به جلو حرکت کرد

marched in

وارد شد

marched out

خارج شد

marched away

دور شد

marched together

همراه با دیگران حرکت کرد

marched on

ادامه داد

marched past

از کنار عبور کرد

marched ahead

جلوی حرکت کرد

marched in step

با هماهنگی حرکت کرد

marched proudly

با افتخار حرکت کرد

جملات نمونه

the soldiers marched in perfect formation.

سربازان با نظم کامل رژه رفتند.

the protesters marched for their rights.

تظاهرکنندگان برای حقوق خود رژه رفتند.

they marched through the streets chanting slogans.

آنها در حالی که شعارها را فریاد می‌زدند، از طریق خیابان‌ها رژه رفتند.

the band marched proudly during the parade.

گروه موسیقی با افتخار در طول رژه نظامی رژه رفت.

she marched ahead to lead the group.

او برای هدایت گروه، جلو رژه رفت.

the children marched in a line for the field trip.

کودکان برای سفر مدرسه، در یک خط رژه رفتند.

they marched to the beat of the drum.

آنها به ریتم طبل رژه رفتند.

the army marched into the city at dawn.

ارتش در سپیده دم وارد شهر شد.

he marched confidently onto the stage.

او با اعتماد به نفس روی صحنه رژه رفت.

we marched together to show our unity.

ما برای نشان دادن وحدت خود با هم رژه رفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید