walked

[ایالات متحده]/[wɔːkt]/
[بریتانیا]/[wɔːkt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به حرکت در یک سرعت منظم و نسبتاً آهسته با تاباندن دست‌ها و پاها به طور متناوب؛ به پیاده‌روی رفتن؛ پیش رفتن؛ قدم زدن یا سرگردانی.

عبارات و ترکیب‌ها

walked home

راه خانه رفت

walked away

دور شد

walking slowly

به آرامی قدم زد

walked the dog

سگ را تماشا کرد

walked past

از کنار قدم زد

walking distance

فاصله پیاده

walked around

دور زد

walked in

وارد شد

walking path

مسیر پیاده روی

walked by

کنار قدم زد

جملات نمونه

they walked slowly along the beach, enjoying the sunset.

آنها به آرامی در امتداد ساحل قدم زدند و از غروب لذت بردند.

she walked to the store to buy some milk.

او برای خرید شیر به مغازه رفت.

we walked past the park on our way home.

ما از کنار پارک در راه خانه عبور کردیم.

he walked his dog in the neighborhood every morning.

او هر روز صبح سگش را در محله قدم می برد.

the children walked excitedly to the ice cream stand.

کودکان با هیجان به سمت غرفه بستنی رفتند.

i walked into the meeting room feeling nervous.

من با احساس اضطراب وارد اتاق جلسه شدم.

they walked out of the building after the presentation.

آنها بعد از ارائه از ساختمان خارج شدند.

he walked away from the argument, needing some space.

او از بحث دور شد، به فضای بیشتری نیاز داشت.

she walked across the street carefully, looking both ways.

او با دقت از خیابان عبور کرد و به هر دو طرف نگاه کرد.

we walked around the city, exploring the historical sites.

ما در شهر قدم زدیم و مکان های تاریخی را کاوش کردیم.

the detective walked through the crime scene, examining the clues.

مامور پلیس صحنه جرم را قدم زد و سرنخ ها را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید