walked home
راه خانه رفت
walked away
دور شد
walking slowly
به آرامی قدم زد
walked the dog
سگ را تماشا کرد
walked past
از کنار قدم زد
walking distance
فاصله پیاده
walked around
دور زد
walked in
وارد شد
walking path
مسیر پیاده روی
walked by
کنار قدم زد
they walked slowly along the beach, enjoying the sunset.
آنها به آرامی در امتداد ساحل قدم زدند و از غروب لذت بردند.
she walked to the store to buy some milk.
او برای خرید شیر به مغازه رفت.
we walked past the park on our way home.
ما از کنار پارک در راه خانه عبور کردیم.
he walked his dog in the neighborhood every morning.
او هر روز صبح سگش را در محله قدم می برد.
the children walked excitedly to the ice cream stand.
کودکان با هیجان به سمت غرفه بستنی رفتند.
i walked into the meeting room feeling nervous.
من با احساس اضطراب وارد اتاق جلسه شدم.
they walked out of the building after the presentation.
آنها بعد از ارائه از ساختمان خارج شدند.
he walked away from the argument, needing some space.
او از بحث دور شد، به فضای بیشتری نیاز داشت.
she walked across the street carefully, looking both ways.
او با دقت از خیابان عبور کرد و به هر دو طرف نگاه کرد.
we walked around the city, exploring the historical sites.
ما در شهر قدم زدیم و مکان های تاریخی را کاوش کردیم.
the detective walked through the crime scene, examining the clues.
مامور پلیس صحنه جرم را قدم زد و سرنخ ها را بررسی کرد.
walked home
راه خانه رفت
walked away
دور شد
walking slowly
به آرامی قدم زد
walked the dog
سگ را تماشا کرد
walked past
از کنار قدم زد
walking distance
فاصله پیاده
walked around
دور زد
walked in
وارد شد
walking path
مسیر پیاده روی
walked by
کنار قدم زد
they walked slowly along the beach, enjoying the sunset.
آنها به آرامی در امتداد ساحل قدم زدند و از غروب لذت بردند.
she walked to the store to buy some milk.
او برای خرید شیر به مغازه رفت.
we walked past the park on our way home.
ما از کنار پارک در راه خانه عبور کردیم.
he walked his dog in the neighborhood every morning.
او هر روز صبح سگش را در محله قدم می برد.
the children walked excitedly to the ice cream stand.
کودکان با هیجان به سمت غرفه بستنی رفتند.
i walked into the meeting room feeling nervous.
من با احساس اضطراب وارد اتاق جلسه شدم.
they walked out of the building after the presentation.
آنها بعد از ارائه از ساختمان خارج شدند.
he walked away from the argument, needing some space.
او از بحث دور شد، به فضای بیشتری نیاز داشت.
she walked across the street carefully, looking both ways.
او با دقت از خیابان عبور کرد و به هر دو طرف نگاه کرد.
we walked around the city, exploring the historical sites.
ما در شهر قدم زدیم و مکان های تاریخی را کاوش کردیم.
the detective walked through the crime scene, examining the clues.
مامور پلیس صحنه جرم را قدم زد و سرنخ ها را بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید