masker

[ایالات متحده]/'mɑːskə/
[بریتانیا]/'mæskər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که ماسک می‌زند، به‌ویژه در یک ماسک‌زنی؛ فردی که ماسک به‌صورت دارد
Word Forms
جمعmaskers

عبارات و ترکیب‌ها

face masker

ماسک صورت

surgical masker

ماسک جراحی

dust masker

ماسک گرد و غبار

sleep masker

ماسک خواب

beauty masker

ماسک زیبایی

safety masker

ماسک ایمنی

medical masker

ماسک پزشکی

n95 masker

ماسک N95

party masker

ماسک مهمانی

paint masker

ماسک رنگ

جملات نمونه

she wore a masker during the performance.

او در طول اجرا از ماسک استفاده کرد.

the masker helped to create a mysterious atmosphere.

ماسک به ایجاد فضایی مرموز کمک کرد.

he is known as a talented masker in the theater community.

او به عنوان یک ماسک‌ساز با استعداد در جامعه تئاتر شناخته می‌شود.

they used a masker to hide their identities during the event.

آنها از ماسکی برای پنهان کردن هویت خود در طول رویداد استفاده کردند.

the masker was beautifully designed with intricate details.

ماسک به زیبایی با جزئیات پیچیده طراحی شده بود.

many cultures have traditional masker ceremonies.

فرهنگ‌های بسیاری آیین‌های سنتی ماسک دارند.

she learned how to create her own masker from scratch.

او یاد گرفت که ماسک خود را از ابتدا چگونه بسازد.

the masker was an essential part of the festival.

ماسک بخش ضروری جشنواره بود.

he felt empowered when he put on the masker.

وقتی ماسک را به سرش گذاشت احساس قدرت کرد.

they sold beautiful masker at the craft fair.

آنها ماسک‌های زیبا را در نمایشگاه صنایع دستی به فروش رساندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید