matchings

[ایالات متحده]/ˈmæʧɪŋz/
[بریتانیا]/ˈmæʧɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جفت کردن یا مطابقت دادن اقلام؛ اقلامی که جفت یا مطابقت داده شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

perfect matchings

تناسب‌های کامل

optimal matchings

تناسب‌های بهینه

stable matchings

تناسب‌های پایدار

random matchings

تناسب‌های تصادفی

unique matchings

تناسب‌های یکتا

balanced matchings

تناسب‌های متعادل

weighted matchings

تناسب‌های وزن‌دار

complete matchings

تناسب‌های کامل

greedy matchings

تناسب‌های حریصانه

efficient matchings

تناسب‌های کارآمد

جملات نمونه

the matchings of colors in this design are stunning.

هماهنگی رنگ‌ها در این طرح خیره‌کننده است.

there are various matchings available for this outfit.

گزینه‌های مختلفی برای این لباس وجود دارد.

we need to discuss the matchings for the event.

ما باید هماهنگی‌ها را برای این رویداد بررسی کنیم.

her matchings of accessories completed the look perfectly.

هماهنگی او با لوازم جانبی، ظاهر را به طور کامل تکمیل کرد.

finding the right matchings can enhance your wardrobe.

پیدا کردن هماهنگی‌های مناسب می‌تواند کمد لباس شما را ارتقا دهد.

the matchings in this artwork create a beautiful harmony.

هماهنگی‌ها در این اثر هنری، هارمونی زیبایی ایجاد می‌کنند.

she has a talent for creating unique matchings.

او استعداد ایجاد هماهنگی‌های منحصربه‌فرد دارد.

the matchings of flavors in this dish are exquisite.

هماهنگی طعم‌ها در این غذا بسیار عالی است.

they offer a variety of matchings for different styles.

آنها انواع مختلفی از هماهنگی‌ها را برای سبک‌های مختلف ارائه می‌دهند.

effective matchings can lead to successful partnerships.

هماهنگی‌های مؤثر می‌توانند منجر به مشارکت‌های موفقیت‌آمیز شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید